خانه » مجله دالاهو » مطالب خواندنی » دیدنی و خواندنی

آن‌چه باید در سفر 13 روزه‌ برزیل بدانیم

32
آن‌چه باید در سفر 13 روزه‌ برزیل بدانیم

اگر خیال دارید با تور برزیل همراه شوید اولین کاری که انجام می‌دهید چیست؟ البته منظورمان به جز تهیه‌ی مدارک لازم برای سفر است. مثلا انتظار دارید در سفرتان چه ببینید و کجا بروید؟ در اینجا می‌توانید به پاسخ سوال‌هایتان برسید. تا آخر این مطلب همراهمان باشید.


16:16, 1395/10/01, کد: 3618

در برنامه سفر سیزده روزه‌ی برزیل خواهید خواند:‌

 

 روز اول: سائوپائولو شهر نم‌نم باران

با پروازی طولانی‌ بالاخره به «سائوپولو» می‌رسیم. بعد از رفتن به هتل وقت آزادی دارید تا در شهر گشتی بزنید. سائوپوئولو که «سامپا» هم خوانده می‌شود، بزرگ‌ترین شهر برزیل و دهمین شهر ثروتمند دنیاست. مردم این شهر نسبت به سایر شهرهای برزیل بهتر انگلیسی صحبت می‌کنند.

اگر به دنبال ماجراجویی فرهنگی هستید سائوپائولو با داشتن نژادها و فرهنگ‌های مختلف در کنار هم بهترین جاست. حضور ملیت‌های متفاوت در اینجا باعث شده که هر نوع غذایی را در اینجا بتوانید پیدا کنید. پس در فرصت آزادی که دارید حتما به رستوران‌هایش سر بزنید. همینطور رفتن به پاساژها و مراکز خرید بزرگ شهر را از دست ندهید. بزرگ‌ترین مرکز خرید آمریکای جنوبی در این شهر است.

تور برزیل با قهوه‌اش معروف است و سائوپائولو یکی از شهرهای مهم خرید قهوه است. اصلا به خاطر قهوه بود که این شهر در قرن نوزدهم میلادی از لحاظ اقتصادی شکوفا شد.

 

قهوه در سائوپائولو

از جلوی هر کافه‌ای که رد می‌شوید بوی قهوه‌ی اصیل برزیلی به مشامتان می‌رسد.

کشور برزیل پر است از شگفتی. توصیه می‌کنیم مطلب برزیل، شاهراه آمازون را بخوانید.

 

یادتان باشد اگر بیرون رفتید چتری هم با خودتان ببرید، معمولا بعدازظهرها در سامپا نم‌نم بارانی می‌زند. به خاطر همین هوای متغیرش است که به شهر «نم‌نم باران» یا «Cidade da Garoa» معروف است.

 

 روز دوم: سائوپائولو

وقت نکردید که شهر را بگردید؟ در روز دوم فرصت داریم تا با گشتی برنامه‌ریزی شده بافت تاریخی‌ سائوپائولو را ببینیم.

اسم شهر به افتخار «پُل مقدس» یا «Saint Paul» نام‌گذاری شده و شعار شهر به زبان لاتین «Non dvcor,dvco» است که در فارسی «مرا راه نمی‌برند، رهبری در دست من است» معنی می‌دهد.

اعلام استقلال برزیل از کشور پرتغال در سال 1822میلادی در همین شهر اعلام شد. سال‌ها بعد برده‌داری هم لغو شد و در نتیجه به خاطر کشتزارهای قهوه مهاجران زیادی از ایتالیا، پرتغال، اسپانیا، آلمان و دیگر کشورهای اروپایی به اینجا آمدند. حضور خارجی‌ها باعث شد که امروزه سائوپائولو از لحاظ فرهنگی یکی از غنی‌ترین شهرها باشد.

 

خیابان پائولیستا

اگر از یک سائوپائولویی بپرسید مظهر شهرشان چیست، بدون شک جوابشان خیابان پائولیستا است.

 

خیابان پائولیستا (Paulista Av) مهم‌ترین و معروف‌ترین خیابان شهر است. بسیاری از موزه‌ها، خانه‌های هنری و همینطور برج‌های تجاری در این خیابانند. در حقیقت این خیابان راهی بین بخش قدیمی و جدید شهر است. فقط کافی‌ست کفش‌های مناسبی به پا کنید و با لباسی راحت در پیاده‌روهایش قدم بزنید. یکشنبه‌ها روز خوبی‌ست تا  نوازندگان محلی شهر را ببینید و از فروشندگان محلی غذایی بخرید.

 

موزه پائولیستا«موزه‌ی پائولیستا» یا موزه‌ی «ایپیرانگا» نزدیک همان‌جایی است که استقلال برزیل از پرتغال اعلام شد.

 

به جز این خیابان، موزه‌ها و مراکز فرهنگی شهر را از دست ندهید. به خصوص دو موزه‌ی «ایپیرانگا» (Ipiranga) و «یادبود آمریکای لاتین». این دو موزه از غنی‌ترین موزه‌های آمریکای لاتین از لحاظ داشتن اشیا است.

 

موزه هنر سائوپائولو

اگر عاشق هنر هستید، موزه‌ی هنر سائوپائولو بهترین جا برای شماست تا با تاریخ هنر و معماری آمریکای لاتین بیشتر آشنا شوید.

سفرنامه‌ی یکی از همسفران برزیل را در مطلب برزیل را روی کاغذ ببینید بخوانید.

 

برای شب‌تان برنامه‌ای نچینید چون شام خوش‌آمد‌گویی دالاهویی در انتظارتان است. قرار است در کنار هم لحظات خوبی داشته باشیم.

 

 روز سوم: مانائوس

امروز برای مهیج‌ترین بخش سفرتان بار سفر ببندید؛ سفر به «آمازون». برای رسیدن به آمازون باید به «مانائوس» رفت. در حقیقت این شهر دروازه‌ی ورود به آمازون است و با سائوپوئولو حدود 1+ ساعت اختلاف زمانی دارد.

مانائوس در شمال شرق برزیل واقع شده و بزرگ‌ترین شهر ناحیه‌ی آمازون به حساب می‌آید. شنیدن پیشینه‌ی شکل‌گیری این شهر کمی تلخ است. حدود سال 1650 میلادی افرادی معروف به «شکارچیان برده» در این ناحیه زندگی می‌کردند. کارشان این بود که از مانائوس امروزی به سمت منطقه‌های اطراف بروند و سرخ‌پوست‌ها را اسیر کنند و به عنوان برده بفروشند. این وضعیت ادامه داشت تا اینکه بیست سال بعد پرتغالی‌ها به اینجا آمدند و دژی ساختند. بالاخره در سال 1832میلادی بود که این شهر به رسمیت شناخته شد و به افتخار قبیله‌ی سرخ‌پوست «مانائو»، شهر مانائوس نامیده شد.

مانائوس هم درست مثل شهر سائوپائولو با یک نوع محصول خاص به ثروتی افسانه‌ای رسید. تجارت «کائوچو» باعث رونق اقتصادی و بازرگانی شهر در اواخر قرن 19 میلادی شد. در همین دوره‌ی زمانی ساختمان اصلی شهر یعنی «اُپِرای شهر» یا «تئاتر آمازون» ساخته شد تا نمادی از ثروت و قدرت شهر باشد.

 

تئاتر آمازون

تئاتر آمازون یا سالن اُپرای شهر یکی از مهم‌ترین ساختمان‌های مانائوس است.

 

کائوچو در حقیقت همان لاستیک طبیعی است که از درختی به همین نام استخراج می‌شود. بومیان آمریکای جنوبی شکافی در درخت کائوچو ایجاد می‌کردند تا شیرابه‌ی درخت بیرون بیاید. از همین شیرابه‌ها برای ساخت چرخ ارابه و حتی توپ لاستیکی هم استفاده می‌کردند. حتی خودشان به درخت کائوچو «درخت گریان» می‌گویند. «کریستف کلمب» وقتی اولین‌بار وارد آمریکای لاتین شد، بومیان آمریکا را در حال بازی با توپ‌های لاستیکی دید.

فعلا همین‌ها را درباره‌ی مانائوس بدانید، چون قرار است به آمازون برویم. بعد از اینکه از آمازون برگشتیم فرصت کافی دارید تا شهر را ببینید. 

از شگفت‌انگیزترین پدیده‌هایی که در سر راهتان به آمازون می‌بینید، رود «نِگرو» است. نگرو یعنی سیاه و وقتی در مسیرش به رود گِلی و قهوه‌ای رنگ «سولیمویس» می‌رسد، صحنه‌ی جالبی می‌بینید. این دو رود در کنار هم حرکت می‌کنند و با هم مخلوط نمی‌شوند.

 

رود نگرو

آب رود نگرو به خاطر تجزیه‌ی مواد آلی و گل و لای کمش سیاه است.

 

بعد از دیدن تلاقی این دو رود، به «لوژ جنگلی» می‌رسیم. به طور کلی در مناطق جنگلی و پارک‌های ملی اقامت‌گاه‌های بومی یا لوژ برای اقامت مسافران ساخته می‌شود. غذاهای ارائه‌شده در لوژ اصطلاحا «Full Board» است و تقریبا هر نوع غذا، خوراکی و نوشیدنی دارد.

 

لوژ جنگلی

در لوژها امکانات رفاهی و خدماتی مثل استخر، رستوران و سرویس بهداشتی ارائه می‌شود.

 

اصلی‌ترین ماده‌ای که برای ساخت لوژها استفاده می‌شود همان مصالحی است که در محیط اطراف وجود دارد، مثل چوب یا نی. نزدیکی لوژها با محیط طبیعی تجربه‌ی جالبی از اقامت است.

 

لوژ جنگلی

لوژها در داخل جنگل و منطقه‌ی حفاظت‌شده قرار دارند و بدون هماهنگی و تنها نباید از لوژها بیرون رفت.

 

 روز چهارم: شروع ماجراجویی در آمازون

بالاخره آمازون‌گردی‌مان امروز شروع می‌شود. در جنگل گشت کاملی خواهیم داشت تا از نزدیک زیبایی‌های حیات‌وحش آمازون را ببینیم. دیدن عظمت رودخانه‌ها و دریاچه‌های سرشاخه‌ی آمازون چیزی نیست که به راحتی ازشان بگذرید. یادتان نرود که پانچوی بارانی با خودتان داشته باشید. بیشتر روزها در اینجا باران می‌بارد.

 

جنگل آمازون

یک جمله‌ی معروف است که می‌گوید:«هر روز در آمازون باران می‌بارد.»

 

اگر در آمازون باشید و باران شروع به باریدن کند حدود 10 دقیقه فرصت دارید تا چترتان را پیدا کنید. به خاطر درخت‌های بلند آمازون 10 دقیقه طول می‌کشد تا باران به زمین برسد و شما خیس شوید.

آمازون 5.5 میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد. آنقدر بزرگ است که بین 9 کشور آمریکای جنوبی تقسیم شده و البته برزیل بزرگ‌ترین سهمش را از این جنگل بارانی برداشته که حدود 60 درصد است. جنگل آمازون مثل «شُش» زمین عمل می‌کند؛ حدود نیمی از اکسیژن جو زمین را تولید می‌کند و نقش مهمی در جذب گاز دی‌اکسید کربن هوا دارد.

آمازون بالاترین تنوع زیستی جهان را دارد. تقریبا هر حیوان و گونه‌ی گیاهی که فکرش را بکنید در آمازون وجود دارد. از مار «آناکوندا»، «جگوار»، «کِیمن» و «شیر کوهی» تا «مارماهی برقی» در اینجا پیدا می‌شود.

 

جگوار و کیمن

جگوار یا همان پلنگ خالدار شکارچی برتر آمازون است. دامنه‌ی قلمرو‌اش تا داخل آب هم می‌رسد. کشته‌شدن یک کیمن به دست جگوار یک اتفاق حیرت‌انگیز است.

آمازون به جز حیوانات عجیب و خطرناکش جاذبه‌های دیگری هم دارد. می‌توانید در مطلب چرا به آمازون جهنم سبز می‌گویند؟ از آمازون بیشتر بدانید.

 

امروز قرار است از نزدیک تمساح‌های رود آمازون را ببینید. «کِیمن» اسم علمی‌شان است و در آمریکای جنوبی و مرکزی زندگی می‌کنند. در حقیقت با «کروکودیل‌ها» و «الیگیتورها» هم‌خانواده‌اند. کیمن‌ها از یک تا 4 متر طول دارند و با حس شنوایی و بینایی فوق‌العاد‌ه‌شان یکی از بهترین شکارچیان این منطقه‌اند؛ هرچند که به پای جگوار نمی‌رسند. با اینکه گوشتخوارند و از ماهی‌ها تغذیه می‌کنند اما جوان‌ترهایشان حشره هم می‌خورند.

 

 روز پنجم: هنوز در آمازون هستیم

امروز قرار است طلوع آفتاب را در آمازون ببینیم. صبح بیدار می‌شویم و بعد از تماشای طلوع آفتاب و صبحانه به دل جنگل می‌زنیم. گشت در کانال‌های فرعی آمازون ما را با حیوانات دیگر این منطقه آشنا می‌کند. «دلفین صورتی» یا «بوتو» قرار است مهمان امروز گشتتان باشد. فقط کافی است داخل قایق منتظر بنشینید. به زودی با یکی از آن‌ها آشنا می‌شوید.

 

دلفین صورتی آمازون

افسانه‌های قدیمی آمازونی می‌گویند: دلفین‌ها شب‌ها به شکل انسان درمی‌آیند و بقیه را هیپنوتیزم می‌کنند.

 

به جز دلفین صورتی فکر می‌کنید چه چیزهایی می‌بینید؟ میمون‌های بازیگوش و «تنبل»ها هم از دیگر موجوداتی هستند که هرجایی نمی‌توانید پیدایشان کنید. می‌دانستید تنبل‌ها به قدری کند هستند که خزه‌ها روی بدنشان رشد می‌کنند؟ البته کندی حرکتشان به خاطر کاهش مصرف انرژی است وگرنه زمانی که دشمن به آن‌ها حمله می‌کند به طرز باورنکردنی و با سرعتی بالا فرار می‌کنند. خانه‌ی همه‌ی آن‌ها روی شاخه‌های درخت است و فقط برای مدفوع کردن روی زمین می‌آیند. هنوز هم جانورشناسان متوجه نشدند که دلیل این کارشان چیست. به طور کلی تنبل‌ها حدود 15 ساعت در روز می‌خوابند و یکبار در هفته هم غذا می‌خورند.

 

 تنبل

تنبل‌ها آرام غذا می‌خورند و ممکن است هضم غذایشان تا یک ماه هم طول بکشد.

 

بعد از گشت و گذار در جنگل وقت ماهیگیری است، آن هم از نوع ماهی «پیرانا». این نوع ماهی گوشتخوار در آمریکای جنوبی پیدا می‌شود. خیلی جالب است که بدانید دندان‌هایشان درست مثل دندان کوسه‌ها در طول زندگی‌شان مدام جایگزین می‌شوند. حالا برای اینکه بتوانید صیدشان کنید چه باید کرد؟ کافی‌ست به سر قلاب ماهیگیری‌تان تکه‌ای گوشت آویزان کنید و منتظر باشید، خیلی سریع پیدایشان می‌شود.

 

ماهی پیرانا

یکی از غذاهای جالب آمازون ماهی پیرانای کبابی است که با لیمو ترش سرو می‌شود. 

 

بعد از ماجراجویی‌های امروزمان وقت بازگشت به لوژ است. استراحتی می‌کنیم و در کنار هم از تجربه‌های امروزمان حرف می‌زنیم.

 

 روز ششم: خداحافظی با آمازون

صبحانه‌مان را در لوژ می‌خوریم و کوله‌بار سفر می‌بندیم. قرار است از آمازون دوست داشتنی خداحافظی کنیم. به مانائوس برمی‌گردیم و در هتل 4 ستاره اقامت می‌کنیم. استراحتی خواهیم داشت تا برای بعد از ظهر و قایق‌سواری در حاشیه‌ی رود آمازون آماده باشیم.

با اینکه دلفین صورتی را قبلا در آمازون دیده‌اید اما در مانائوس قرار است کنارشان باشید. غذا دادن به دلفین‌های صورتی یکی از تجربه‌های لذت‌بخش سفرتان می‌شود. در این شهر چندین مکان وجود دارد که محلی‌ها، بوتو‌ها را دست‌آموز کرده‌اند تا از دست انسان غذا بخورند. همه‌ی دلفین‌ها باله‌ای بر پشتشان دارند اما دلفین صورتی به جای باله، قوزی بر پشت خود دارد. 

 

دلفین صورتی

دلفین‌های صورتی مهربانند و با انسان‌ها رابطه‌ی خوبی دارند.

 

«مار بوآ» هم قرار است میزبان شما در شهر مانائوس باشد! البته اسمش ترسناک است، حق دارید که بترسید. این مار غیر سمی‌ست و با ماهیچه‎هایش شکار را خفه می‌کند. در مانائوس جاهایی برای نگهداری این مار وجود دارد و شما می‌توانید با خیال راحت آن‌ها را ببینید.

یک چیز جالب: کِیمن‌ها که یادتان هست؟ همان تمساح‌هایی که دو روز پیش در آمازون دیدیم. یک مار بوآ می‌تواند یک کیمن بزرگ را به یکباره قورت بدهد!

هنگام غروب آفتاب به هتل برمی‌گردیم تا استراحتی کنیم.

 

 روز هفتم: بیرون بروید و بگردید

می‌خواهید با وقت آزادی که در مانائوس دارید چه کار کنید؟ چند پیشنهاد برایتان داریم.

ساختمان اُپرا یا تئاتر شهر یکی از مهم‌ترین جاهایی است که در مانائوس می‌توانید به سراغش بروید. این ساختمان برای نمایش تئاتر ساخته شده و از چند طبقه تشکیل شده. یکی از مسافران با دیدن این ساختمان می‌گفت: «یاد فیلم‌های قدیمی و اجرای نمایش در سالن‌های قرن هجده و نوزده میلادی افتادم.»

در جلوی ساختمان اُپرا میدانی بزرگ است که در وسط آن مجسمه‌ی فرشته‌ی نگهبان شهرها، فرشته‌ی آب و فرشته‌ی باران در کنار هم قرار گرفتند. هر ضلع میدان به نام یک قاره نام‌گذاری شده که در حقیقت نمادی از باز بودن درهای برزیل به روی تمامی انسان‌های روی زمین است.

 

تئاتر مانائوس

ساختمان تئاتر مانائوس نشانه‌ی ثروتمندی این شهر در قرن 19 میلادی است.

 

کلیسای قدیمی و بزرگ شهر مانائوس هم در کنار همین میدان است و حدود سیصد سال است که ساخته شده. همیشه تعدادی از جوانان دانشجو با لباس‌های یکدست سفید مشغول شوخی و گفتگو با هم هستند.

رفتن به بازار قدیمی شهر مانائوس در کنار اسکله هم یکی دیگر از جاهایی است که امروز می‌توانید به آنجا بروید. انواع وسایل دست‌ساز محلی چوبی در اینجا پیدا می‌شود و می‌توانید سوغاتی بخرید.

 

 روز هشتم: پرواز به سمت ایگوآسو

بعد از خوردن صبحانه در هتل به سمت فرودگاه می‌رویم. این‌بار قرار است یکی دیگر از شگفتی‌های برزیل را ببینیم.

با پروازی چندساعته به شهر «فوز دو ایگوآسو» می‌رسیم. این شهر در ایالت «پارانا»ی برزیل قرار گرفته و با کشورهای آرژانتین و پاراگوئه همسایه است. مهم‌ترین جاذبه‌ی این شهر، «آبشار ایگوآسو» است که فردا برای بازدیدش می‌رویم.

گشت کوتاهی امروز خواهید داشت تا با شهر بیشتر آشنا شوید. البته ما به شما پیشنهاد می‌کنیم که خوب استراحت کنید تا برای فردا آماده‌ی آماده باشید.

 

 روز نهم: دیدار با گلوی شیطان

بعد از صرف صبحانه، از هتل بیرون می‌رویم تا یکی از بزرگ‌ترین آبشارهای دنیا را ببینیم.

البته قبل از حرکت توصیه می‌کنیم لباس مناسبی بپوشید و همینطور کیسه‌ی پلاستیکی ضد آب «Dry Bag» با خودتان ببرید. دوربین عکاسی و گوشی‌تان را در این کیسه‌ها بگذارید تا در مسیر آبشارگردی‌تان خیس نشوند.

 

آبشار ایگوآسو

گلوی شیطان واقعا اسم برازنده‌ای برای این آبشار است.

برای دیدن نمای آبشار از بالا می‌توانید فیلم آبشار ایگوآسو را ببینید.

 

برای رسیدن به این آبشار باید به «پارک ملی ایگوآسو» برویم. از ورودی پارک تا اولین آبشار این مجموعه مسیری 12 کیلومتری است که با اتوبوس طی می‌شود. این مجموعه حدود 300 آبشار کوچک و بزرگ دارد که بزرگ‌ترینش معروف به گلوی شیطان «Devil’s Throat» است. به خاطر شکل نعل‌مانندش به این نام معروف شده و هر لحظه‌ای می‌توانید رنگین‌کمانی ببینیم.

به جز پیاده‌روی در مسیر آبشار، اگر مایل باشید و به اختیار خودتان می‌توانید با کرایه‌ی قایق و یا هلی‌کوپتر که قیمتش حدود 120 دلار است، این آبشار را از نمایی دیگر ببینید.

 

نقشه آبشار ای

در این نقشه می‌توانید وضعیت آبشار ایگوآسو و پارک ملی ایگوآسو را ببینید.

 

به شهر پرندگان خوش آمدید

بعد از بازدید آبشار حالا وقتش است که با پرنده‌های دوست‌داشتنی و خوش‌آب و رنگ «باغ پرندگان ایگوآسو» آشنا شویم. این باغ از سال 1994 میلادی با یک جفت جوجه طوطی آغاز به کار کرد و الان حدود 1020 گونه‌ی مختلف پرنده دارد. می‌توانید وارد قفس پرنده‌ها شوید و از نزدیک آن‌ها را ببینید. کارکنان باغ بسیار مهربان و دلسوزند و همه چیز را درباره‌ی پرندگان توضیح می‌دهند. بیشتر پرنده‌های این باغ از مراکز غیرقانونی فروش پرندگان نجات پیدا کرده‌اند و حالا در کنار دیگر هم‌نوعانشان زندگی خوبی دارند.

 

نقشه باغ پرندگان

با این نقشه از پرندگانی که قرار است در باغ ببینید تصویری کلی خواهید داشت.

 

باغ پرندگان

در باغ پرندگان می‌توانید از نزدیک با «توکان» یا پر سروصدا‌ترین پرنده‌ی آمازون عکسی بگیرید.

 

بعد از بازدید از آبشار و باغ پرندگان به هتل برمی‌گردیم. شبمان را در ایگوآسو سپری می‌کنیم و در کنار هم از خاطرات مهیجی که امروز داشتیم حرف می‌زنیم.

 

 روز دهم: ریو دوژانیرو

از ایگوآسو به سمت «ریو دوژانیرو» پرواز می‌کنیم. بعد از رفتن به هتل و تحویل اتاق‌هایتان، وقت دارید که استراحت کنید و یا به فکر برنامه‌ی دیگری باشید. امروز وقت آزادی دارید تا در شهر گشتی بزنید و یا به اختیار خودتان با پاراگلایدر شهر ریو را از بالا ببینید. عاشق این شهر شدن کار راحتی است. سواحل زیبا با شن‌های سفید، «کوه کله قندی»، «مجسمه‌ی مسیح»، رقص سامبا و کارناوال‌هایش برای مردم محلی‌اش هم جذاب است، چه رسد به ما!

 

مجسمه مسیح نجات دهنده

مجسمه‌ی مسیح نجات دهنده یکی از جاذبه‌های پرطرفدار ریو است.

 

ریو دومین شهر بزرگ برزیل است و حدود 7 میلیون جمعیت دارد و بین سال‌های1960-1822 میلادی پایتخت برزیل بوده است.

البته امروز به خاطر اینکه تازه از ایگوآسو برگشتید ممکن است هنوز خسته باشید. پس پیشنهاد دیگری هم برایتان داریم. می‌توانید در اطراف هتل محل اقامت گشتی بزنید و در یکی از رستوران‌ها غذایی بخورید.

غذا برای مردم ریو خیلی مهم است چون از گذشته‌ی پربارشان می‌آید. سنت غذایی‌شان ریشه در غذاهای آفریقایی، سرخپوستان آمریکایی و اروپایی دارد. کباب سنتی ریو یا «churrascarias»  یکی از دلچسب‌ترین غذاهایشان است. می‌توانید در رستوران «Fogo Do Chao» خوردن این کباب سنتی را امتحان کنید.

 

غذای محلی ریو، شورازکاریا

«شورازکاریا» یا همان کباب سنتی ریو یکی از محبوب‌ترین غذاهای این شهر است. به ریو که رفتید حتما امتحانش کنید.

 

امروز وقت آزادی دارید تا در شهر گشتی شبانه داشته باشید و یا پرواز با «پاراگلایدر» را تجربه کنید. منطقه‌ی جنوبی ریو برای پاراگلایدر سواری جای خوبی‌ست. در هر ساعتی از روز می‌توانید به آنجا بروید و با پرداخت هزینه، آموزش ببینید.

پاراگلایدر وسیله‌ای برای پرواز شخصی است که فاقد موتور و اسکلت است و از یک چتر پارچه‌ای از الیاف نایلون ساخته شده. این چتر درست مثل یک تشک بادی در مقابل جریان هوا عمل می‌کند و طناب‌هایی دارد که به صندلی خلبان پاراگلایدر وصل است و از طریق همین طناب‌هاست که مسیر حرکت را می‌توان تعیین کرد.

 

پاراگلایدر در ریو

برای پاراگلایدر سواری آموزش ده دقیقه‌ای می‌بینید و بعد از آن لذت پرواز بر بالای شهر ریو را تجربه می‌کنید.

 

 روز یازدهم: ریو و دیدنی‌هایش

قرار است امروز بعد از خوردن صبحانه به شهر برویم تا اصلی‌ترین جاذبه‌هایش را ببینیم. «مجسمه‌ی مسیح نجات‌دهنده» یا نماد شهر ریو، اولین جایی است که می‌بینیم. برای دیدن این مجسمه‌ی بزرگ، باید به پای کوه «کورکوادو» (Corcovado) برویم و بعد با قطار کابلی به بالای کوه برسیم. آسانسور و پله‌برقی هم برای رسیدن به مجسمه قرار داده شده تا هرکسی بتواند به آنجا برسد. این مجسمه به دستور محفل کاتولیک ریو در طی 9 سال ساخته شد.  

 

 

تندیس مسیح نجات دهنده

 

این مجسمه به خاطر اینکه بالای کوه 700 متری کودکوادو قرار گرفته برای مردم ریو نشانه‌ای برای جهت‌یابی هم است.

 

محله‌ی «سانتاتِرزا» یکی از قدیمی‌ترین محله‌های شهر ریو در برنامه‌ی بازدیدی‌مان است. این محله در قرن 18 میلادی ساخته شد. سانتاتِرزا با خیابان‌های باریکش جایی برای نقاشی «گرافیتی» است. به خاطر همین هنرمندان برزیلی در این محله زیادند. رستوران‌ها، کافه‌ها و فروشگاه‌های هنری زیادی در این محله است و شما می‌توانید برای خرید سوغاتی به مغازه‌های صنایع دستی این محل بروید.

به جز خرید سوغاتی از این محله، می‌توانید گشت شبانه‌ای هم داشته باشید و از نزدیک با راه و روش زندگی مردم برزیل آشنا شوید. حتی می‌توانید سری به رستوران‌های محلی بزنید و غذاهای سنتی برزیلی مثل «فیجوآدا» را امتحان کنید. فیجوآدا مثل آبگوشت خودمان است و با لوبیا سیاه، سیب‌زمینی، گوشت تازه‌ی گوساله و کلم تازه درست می‌شود. البته در کنارش تکه‌های پرتقال هم برای کنترل کالری غذا و هضم راحت‌تر سرو می‌شود. در گذشته فیجوادا غذای محبوب مردم فقیر برزیل بوده اما امروزه غذای پرطرفدار همه‌ی مردم است.

 

فیجوآدا

شنبه‌ی هر هفته مردم ریو برای خوردن فیجوآدا دور هم جمع می‌شوند.

 

 روز دوازدهم: وقت فوتبال است

امروز قرار است به ورزشگاه «ماراکانا» برویم. فینال جام‌جهانی 2014 میلادی در این استادیوم برگزار شد و به نوعی نماد فوتبال برزیل است. ماراکانا در شرق ریو قرار گرفته و مثل ورزشگاه «نیوکمپ» بارسلونا برای برزیلی‌ها اهمیت دارد. در فضای داخلی استادیوم سالن‌هایی به موزه تبدیل شده‌اند و می‌توانید با پیراهن بعضی از بازیکنان جام‌جهانی 2014 عکس بگیرید.

 

استادیوم ماراکانا

وقتی که استادیوم ماراکانا ساخته شد قرار بود بزرگ‌ترین استادیوم دنیا باشد.

 

بعد از گرفتن عکس یادگاری با ماراکانا دوباره به محله‌ی سانتاتِرزا برمی‌گردیم. هنوز خیلی جاهای این محله مانده که ندیده‌ایم. «پله‌های سِلارون» (Selaron) در انتهای این محله یکی از رنگی‌ترین پله‌های دنیاست. حدود چهل سال پیش «جورج سِلارون» هنرمند، تصمیم عجیب و جالبی گرفت. به همه‌ی هنرمندان دنیا نامه نوشت و از آن‌ها خواست تا کاشی‌هایی با سمبل شهرشان برایش بفرستند. سِلارون از کاشی‌ها برای تزئین پله‌ها و دیوارها استفاده کرد و الان این پله‌ها یکی از جاذبه‌های توریستی شهر ریو است.

 

پله سلارون

خوب دقت کنید، در بین پله‌ها ممکن است کاشی‌هایی از ایران خودمان را هم ببینیم.

 

پله سلارون

در پله‌های سلارون از هر کشوری می‌توانید اثری ببینید.

 

 روز سیزدهم: وقت آزاد

آخرین روز اقامتمان در ریو رسیده و شما می‌توانید استراحت کنید و یا با وقت آزادی که در اختیارتان است در سواحل ریو مثل «کوپاکابانا» یا «ایپانما» وقت بگذرانید. در کنار ساحل قدم بزنید و اگر دوست دارید آبتنی کنید. یادتان باشد در کنار ساحل با کفش راه نروید. مردم ریو اصلا دوست ندارند کسی با کفش در کنار ساحل قدم بزند. 

به طور کلی در ساحل‌های ریو انواع غذاهای ساحلی خوشمزه با قیمتی مناسب به فروش می‌رسد. هرجای ساحل که قدم بزنید خوردنی‌های خوشمزه می‌بینید. مثلا «اِمپاداس» ترد یک نوع شیرینی است که با مرغ و پنیر تهیه می‌شوید.

 

پنیر کبابی شور-ریو

«پنیر کبابی شور» یا «queijo coalho» یکی از خوشمزه‌ترین غذاهای خیابانی دنیاست. کافی است کبابش کنید تا بوی ماهی کبابی‌اش بلند شود.

 

محله‌ی کوپاکابانا و ساحل زیبایش مهم‌ترین بخش توریستی شهر است. ساختمان‌های کنار ساحل پر است از رستوران، فروشگاه‌های صنایع دستی و همین‌طور دستفروش‌های ساحلی. ساحل کوپاکابانا 4 کیلومتر طول دارد و در قسمت جنوبی شهر است. همه‌ی گردشگرانی که به ریو سفر می‌کنند بدون دیدن این ساحل، سفرشان را ناتمام می‌دانند.

 

ساحل ریو

بدون رفتن به سواحل ریو سفرتان به برزیل ناتمام است.

برای اینکه بیشتر از ریو بدانید مطلب 10 نکته جالب از ریو که نمی‌دانید را بخوانید.

 

حدود سال 1858 میلادی دو نهنگ به طور ناگهانی در این ساحل نمایان شدند. قبل از آمدن این دو نهنگ ساحل کوپاکابانا برای بیشتر مردم ناشناخته بود. وقتی این خبر به گوش مردم رسید همه برای دیدن این دو نهنگ به ساحل هجوم بردند. بعضی با پای پیاده و بعضی با اسب. آن دو نهنگ هم با دیدن جمعیت ساحل را ترک کردند اما مردم ریو که تازه متوجه ساحل به آن زیبایی شده بودند به تدریج پایشان به این ساحل باز شد.

اگر به دنبال ساحلی با فضای آرام‌تر و خلوت‌تر می‌گردید به ساحل ایپانما سری بزنید. این ساحل برای افرادی که به دنبال فضای شخصی می‌گردند جای مناسبی است. بیشتر افرادی که به ریو می‌روند این ساحل را به خاطر تمیز بودنش نسبت به کوپاکابانا ترجیح می‌دهند.

یک نکته‌ی جالب درباره‌ی این ساحل هم هست. در سال 1965 میلادی آهنگی به اسم «دختری از ایپانما» ساخته شد که در همان سال جایزه‌ی مراسم «گِرمی» را از آن خود کرد. به شما پیشنهاد می‌کنیم در حال قدم زدن در کنار ساحل این آهنگ را گوش کنید.

بالاخره بعد از ظهر به فرودگاه می‌رویم تا با خاطراتی خوش از ریوی دوست‌داشتنی خداحافظی کنیم.

 

 

لطفا توجه کنید که این یک برنامه عمومی برای تور برزیل است و ممکن است برنامه‌های آن با تور انتخابی شما متفاوت باشد. برای کسب اطلاعات دقیق سفر خود بخش برنامه‌ی سفر همان تور را مطالعه کنید.

اطلاعات بیشتر درباره‌ی تور برزیل 13 روزه


تهیه و تدوین: تحریریه دالاهو
لطفا در نشر دانسته‌های خود کوشا باشید.
برداشت و استفاده غیرتجاری از مطالب این وب‌سایت، حتی بدون ذکر منبع آزاد است.


انگشتتان را بر روی دکمه زیر نگه دارید تا گزینه کپی نمایش داده شود. با این کار به راحتی می‌توان در گروه‌های وایبری، واتساپی و... این مطلب را ارسال نمود.

کپی لینک مطلب
به اشتراک بگذارید:
32

کلید واژه‌های مرتبط
مطالب پیشنهادی

نکاتی ضروری در انتشار نظرات مخاطبان
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • «دالاهو» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • «دالاهو» از انتشار نظراتی که حاوی کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران و موارد مغایر با قوانین کشور باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأیید «واحد تحریریه دالاهو» منتشر می‌شود.

فرم ارسال نظرات
نام و نام خانوادگی:
ایمیل:
کد:
پیام شما:

 

طراحی : همورا
DALAHOO Google+
هنوز در سفرم، خیال می‌کنم در آب‌های جهان قایقی است، مرا سفر به کجا می‌برد؟ کجاست جای رسیدن و بی‌خیال نشستن؟ «سهراب سپهری»
Copyright © 2017 Dalahoo. All rights reserved.