آن‌چه باید در سفر 8 روزه تاجیکستان بدانیم

«تاجیکستان، پرچمت پرافشان بُوَد.» دعایی که بر سردر ادارات دولتی دیده تاجیکستان دیده می‌شود و واقعا برازنده‌ی پیشینه‌ی قوی فرهنگی، معماری و هنر این کشور است. چرا باید به این کشور سفر کنیم؟ همینکه بدانیم زادگاه رودکی شاعر همینجاست شاید انگیزه‌ای برای دیدن تاجیکستان باشد.

شاید با شنیدن اسم تاجیکستان به یاد شعر و نزدیکی فرهنگی با مردم این کشور بیفتید. بالاخره در روزگاری دور تاجیکستان هم جزیی از ایران بود. این کشور در دوره‌ی هخامنشی با عنوان سرزمین سغد شناخته می‌شد و یکی از مناطق تحت تسلط هخامنشیان محسوب بود. در کتیبه‌های پارسی باستان مثل نقش‌برجسته‌ی بیستون شما می‌توانید نام سغد را ببینید که به عنوان خراجگزار ایران معرفی می‌شود. بعد از گذشت صدها سال سرزمین سغد به دست اعراب افتاد. مردم تاجیک دین اسلام را پذیرفتند و این سرزمین محل تشکیل اولین حکومت مستقل ایرانی یعنی سامانیان شد؛ سال 261 ه.ق یا 1177 سال پیش. دلیل انتخاب واحد پول کشور تاجیکستان به همین موضوع برمی‌گردد. وجود شباهت‌های فرهنگی و زبانی بین ما و تاجیک‌ها را به هم پیوند می‌دهد. هر سال نوروز را به زیبایی جشن می‌گیرند و تا حدودی آداب و رسوم عیدشان شبیه ماست.

 

آنچه در سفر 8 روزه‌ی تاجیکستان خواهید خواند:

 

از کشور تاجیکستان بیشتر بخوانید:

 

روز اول:  به دوشنبه می‌رسیم

 از تهران به سمت دوشنبه پرواز می‌کنیم؛ پایتخت تاجیکستان. البته این شهر تا حدود 80 سال پیش دهکده‌ای کوچک بود. در قدیم دوشنبه‌بازارها در اینجا برگزار می‌شد و بعدها اسم دوشنبه را برای این شهر انتخاب کردند. تاجیکستان در گذشته جزیی از شوروی سابق بود تا اینکه در سال 1370 شمسی با فروپاشی شوروی به کشوری مستقل تبدیل شد. از آنجایی که اکثر ساکنان این کشور تاجیک هستند اسم کشور هم تاجیکستان انتخاب شد یعنی سرزمین تاجیک‌ها

بعد از رسیدن به شهر دوشنبه وقت آزادی خواهید داشت تا در شهر بگردید و بیشتر با دوشنبه آشنا شوید؛ دهکده‌ای در گذشته و شهری بزرگ در سال‌های اخیر. به هر طرف که بروید موزه و میدانی می‌بینید.  میدان رودکی(پارک رودکی) از مهم‌ترین میدان‌های شهر است. در این پارک قدم بزنید و با تاریخ تاجیکستان بیشتر آشنا شوید. ساختمان‌های دولتی کشور در اطراف این پارک ساخته شدند.

نگران شام نباشید. امشب شام را مهمان دالاهو هستیم.

 

میدان رودکی

هیکل(تندیس) رودکی در سال 2008 میلادی در پارک رودکی قرار گرفت. 

 

روز دوم: دشت ورزاب و آبشار تکاب

امروز به سمت دشت ورزاب(Varzob) حرکت می‌کنیم. 8 کیلومتر با شهر دوشنبه فاصله دارد و در حقیقت استراحتگاه و تفرجگاه بیرون شهر محسوب می‌شود. آبشار و رودخانه‌ی ورزاب از جاذبه‌های اصلی این منطقه است. بعد از پیاده‌روی سبکی در این منطقه و تماشای آبشار تکاب به سمت شهر پَنجَکَنت حرکت می‌کنیم. شهری که رودکی در آن به خاک سپرده شده و آرامگاهش مهم‌ترین جاذبه‌ی شهر محسوب می‌شود.جالب است که بدانید جاده‌ها و تونل‌هایی که در مسیر خجند به پنجکنت و یا شهر دوشنبه می‌بینیم ساخته‌ی دست مهندسان ایرانی است.

 

دشت ورزاب

دشت ورزاب برای اهالی دوشنبه جایی برای استراحت است.

 

رود زرافشان

رودخانه‌ی مهم زرافشان از این شهر می‌گذرد. تاجیکی‌ها به رودخانه می‌گویند دریا و در طعام‌نامه‌شان(منوی غذا) غذایی دارند به اسم ماهی دریای زرافشان. به شما پیشنهاد می‌کنیم که حتما امتحانش کنید. 

 

روز سوم: گشت شهری پَنجَکَنت

پنجکنت یا پنجکند با شهر سمرقند ازبکستان هم مرز است. اسم اصلی شهر پنج کد یعنی پنج شهر است. بازار در قسمت مرکزی شهر قرار گرفته و سردر سنتی‌اش شبیه دروازه‌ی قدیمی شهرها است. پنجکنت به نسبت شهرهای دیگر تاجیکستان مثل دوشنبه و خّجَند سنتی‌تر است. در بازارش می‌توانیم لباس‌های سنتی و صندل‌های قرمز رنگ زنان تاجیکی و ازبکی را ببینیم. پس خرید سوغاتی از بازار پنجکنت یادتان نرود. 

 

شهر پنجکنت

پنجکنت جای خوبی برای عکاسی است. 

 

پنجکنت کهن محوطه‌ی مهمی برای باستان‌شناس‌هاست. شهری که دور تا دورش دیوار داشت و حدود 2500 سال پیش ساخته شد. پنجکنت نقش مهمی در تجارت سرزمین سغد و راه ابریشم ایفا می‌کرد. ارگ قدیمی شهر هنوز  پابرجاست و همین باعث شده که به پنجکنت کهن پومپی آسیای میانه بگویند. بازدید از بخش قدیمی پنجکنت در برنامه‌ی بازدیدی ماست. بهتر است تا حدودی با ساختار این شهر در گذشته آشنا شویم تا درک بهتری نسبت جایی که در آن قدم خواهیم زد داشته باشیم. 

شهر پنجکنت شامل شارستان(شهرستان) و ارگی در وسط بود. ارگ، خانه‌ی ثروتمندان و دو پرستشگاه مهم شهر در داخل شارستان قرار گرفته بود و امروزه بقایایش را می‌توانید ببینید. مهم‌ترین نقاشی‌های دیواری تاجیکستان از همین پرستشگاه‌ها بدست آمده که داستان‌های جالبی را به تصویر می‌کشند. مثلا می‌دانستید قدیمی‌ترین تصویر رستم شاهنامه از اینجا بدست آمده؟ داستان زندگی سیاوش و گردآفرید هم در نقاشی‌ها دیده می‌شود. 

 

رستم در پنجکنت

رخش رستم در نقاشی پنجکنت سرخ‌رنگ است.

 

نقاشی پنجکنت

اگر قرار باشد پرستشگاه پنجکنت با نقاشی‌هایش بازسازی شود تصویر بالا به حقیقت می‌پیوندد.

 

 بازدیدمان از ارگ قدیمی شهر و کاخ پادشاهی تمام شده و حالا نوبتش رسیده که به موزه‌ی پنجکنت برویم. حدود صد متر موزه یا به قول تاجیکستانی‌ها آثارخانه با سایت باستانی فاصله دارد. سالنی که آثار کشف شده از محوطه‌ی پنجکنت در آن نگهداری می‌شود. البته بخش زیادی از آثار به موزه‌ی دوشنبه انتقال داده شده و بخش دیگرش به روسیه برده شده.

پنجکنت به جز نقاشی‌های دیواریش با زادگاه پدر شعر فارسی هم معروف است؛ رودکی. او در سال 244 ه.ق در روستای رودک که جزیی از شهر پنجکنت بود به دنیا آمد و 85 سال بعد درگذشت. در راه رسیدن به آرامگاه رودکی در روستای پنج‌رود از چندین روستا می‌گذریم. بین راه تابلوهای بزرگی با تصویر رودکی و اشعارش نصب شده و در حقیقت راهمان را برای رسیدن به آرامگاه رودکی نشان می‌دهد. داستان پیدا کردن مزار رودکی جالب است. در سال 1940 میلادی صدرالدین عینی، اندیشمند تاجیکستانی به دنبال مزار رودکی می‌گشت و بالاخره در روستای پنج‌رود پیدایش کرد. توسط هیئت باستان‌شناسان روسی استخوان‌هایش مورد آزمایش قرار گرفت. نتایج آزمایش اثری از کوری را در چشم‌ها نشان داد.

 

مزار رودکی

 از معماری عصر رودکی برای ساخت گنبد آرامگاهش الهام گرفته شد.

 

بالاخره آرامگاهی بر مزارش ساخته شد که در قسمت شمالی محوطه و روی سکو به سراغش می‌رویم. بیرون از آرامگاه هم تندیسی از رودکی، آثارخانه(موزه) و کتابخانه‌ای قرار گرفته. حتما در دفتر یادگاری موزه مطلبی بنویسید. البته با خواندن مطالب دفتر متوجه می‌شوید که بیشتر بازدیدکنندگان اینجا ایرانی بوده‌اند. رودکی برای تاجیکی‌ها اهمیت دارند. تا جایی که از افراد بازدیدکننده می‌پرسند: برای زیارت حضرت رودکی آمده‌اید؟

  

شعر رودکی

هیچ شادی نیست اندر این جهان

برتر از دیدار روی دوستان

هیچ تلخی نیست بر دل تلختر

از فراق دوستان پر هنر

 

وقت دورهمی است

 روز عید در تاجیکستان 21 مارچ است. آن‌ها منتظر ساعت تحویل نمی‌مانند و به محض اینکه وارد روز 21 مارچ می‌شوند روز عیدشان است. خانواده و دوستان در خانه‌ی یک نفر جمع می‌شوند و در کنار دسترخوان یا همان سفره‌ی پر از خوراکی می‌نشینند. 

 

 

نوروز در تاجیکستان

همه‌ی تاجیکی‌ها برای جشن نوروز در استادیوم نوروزگاه دوشنبه جمع می‌شوند.

 

روز چهارم: دره افشان و شهر خجند

در روز چهارم به سمت دره‌ی افشان و شهر استرافشان حرکت می‌کنیم، از بافت قدیم استرافشان(اورا تپه) و شهر کوروش‌کده، مق تپه و بازار سنتی چاقوسازان استرافشان بازدید میکنیم. قبل از ورود اسلام به سرزمین سغد و این منطقه پیروان آیین مانوی، بودایی، هندو و زرتشتیان زیادی در اینجا زندگی می‌کردند. حتی براساس تحقیقات باستان‌شناسی کوروش‌کده یکی از اولین مکان‌هایی است که رشد دین زرتشتی در آن اتفاق افتاده. 

از طرف دیگر در بازدید از این منطقه با آداب و رسوم و فرهنگ مردم تاجیکی بیشتر آشنا می‌شویم. بعد از ظهر به شهر خُجند می‌رسیم، تنها شهری که هنوز مجسمه‌ی لنین را دارد. نام دیگر این شهر خجنده است و در زمان امپراطوری شوروی تحت عنوان لنین‌آباد شناخته می‌شد. دومین شهر بزرگ تاجیکستان بعد از دوشنبه خجند است. خجند در زمان انقلاب بلشویکی به لانه‌ی هنرمندان معروف بود. 

 

سوغات خجند

سوغات خجندی یادتان نرود.

  

روز پنجم: گشت در لنین‌آباد سابق

خجند در شمال غربی تاجیکستان است و با مناطق کوهستانی که دارد مکان مورد علاقه‌ی کوهنوردان است. می‌گویند خجند از خوب‌جند آمده یعنی شهر خوبان، بعضی دیگر هم می‌گویند معنی‌اش می‌شود شهر خورشید. از آنجایی که این شهر در گذشته برای روس‌ها اهمیت داشته هنوز هم شهروندان روس‌تبار در اینجا زندگی می‌کنند. رودخانه سیحون که پس از جیحون، دومین رودخانه پر آب آسیای میانه است از میان خجند می‌گذرد. جالب است که بدانید کمال خجندی، شاعر و عارف قرن هشتم که آرامگاهش در تبریز است، متولد همین شهر است. حتی طایفه آل خجند شهر اصفهان هم اهل خجند بودند.

این شهر در گذشته‏‌های دور بخشی از ایران باستان بوده و اسکند مقدونی که در سال 329 قبل از میلاد به مناطق تحت سلطه‌ی هخامنشیان لشکر کشید به سراغ این شهر هم رفت. او قلعه‌ی بزرگی در کنار رود سیحون ساخت که امروزه خرابه‌هایی از آن برجای مانده. موزه‌ی باستان‌شناسی شهر هم در کنار ارگ قرار گرفته. برنامه‌ی بعدی‌مان بازدید از موزه‌ی محلی است. 

 

مجسمه لنین در خجند

مجسمه لنین در سال 2011 میلادی از جایگاه قبلیش برداشته شد و جایش را به مجسمه‌ی امیر اسماعیل سامانی داد.

 

روز ششم: گشت و خرید

برنامه‌ی امروزمان گشت و خرید است تا زمان بعدازظهر که به دوشنبه پرواز کنیم. مهم‌ترین مرکز خرید خجند پنجشنبه بازار است. این بازار که در سال 1954 میلادی تکمیل شده مهم‌ترین مرکز خرید در شمال تاجیکستان است، حتی نماد شهر هم محسوب می‌شود. این بازار در گذشته فقط روزهای پنجشنبه باز بود و ازبک‌ها، اهالی قرقیزستان و تاجران سغدی در اینجا فعالیت می‌کردند. به تدریج تعداد فروشنده‌ها بیشتر شد و بازار پنجشنبه به بازار همه‌روزه تبدیل شد. 

 

روز هفتم: گشت شهری دوشنبه

امروز وقتمان را با گشت شهری می‌گذرانیم. اولین جایی که قرار است برویم پارک پیروزی است. بد نیست هدف ساخت این پارک را بدانید. در جریان جنگ جهانی دوم و در سال 1941 نیروهای آلمانی به شوروی حمله کردند. هدفشان رسیدن به مسکو بود و برای رسیدن به این شهر مجبور بودند از دوشنبه عبور کنند. آن روزها هنوز تاجیکستانی وجود نداشت و نیروهای تاجیکی در کنار روس‌ها با فاشیست‌ها می‌جنگیدند. روزی که توانستند آن‌ها را شکست بدهند در تاریخ جنگ ثبت شد. پارک پیروزی به همین دلیل ساخته شد. اهالی شهر دوشنبه در این پارک جمع می‌شوند و در پای مجسمه‌ی افتخارات جنگی گل قرار می‌دهند. 

 

پارک پیروزی دوشنبه

طی مراسمی تاجیکی‌ها برای ادای احترام به کشته‌شدگان و سربازان جنگ علیه فاشیست‌ها به اینجا می‌آیند.

 

به پارک رودکی می‌رویم. شعرای ایرانی برای تاجیکی‌ها اهمیت فراوانی دارند؛ نمونه‌اش پارک رودکی. البته در روزگار کمونیستی که هنوز لنین رهبر شوروی بود، اینجا میدان لنین بود. مجسمه‌ی لنین که دستش را به سوی آسمان گرفته بود تا تفکر کمونیستی‌اش یاد همگان بماند. اما اکنون خبری از آن مجسمه نیست. بعد از تشکیل جمهوری تاجیکستان اینجا تبدیل به پارک رودکی شد. به قول تاجیکستانی‌ها هیکل رودکی(تندیس) در زیر طاق نصرتی قرار گرفته. بزرگ‌ترین پارک دوشنبه اینجاست. در سمت راست تندیس رودکی یعنی قسمت غربی باغ، قصر ملت قرار گرفته که مراسم استقبال از مهمانان خارجی در آنجا برگزار می‌شود. بزرگ‌ترین پرچم تاجیکستان را در این پارک می‌بینیم. میله‌اش 165 ارتفاع دارد و طول و عرض پرچم به ترتیب 65 و 30 متر است. 

 

مجسمه رودکی در پارک رودکی

مهم‌ترین قسمت پارک رودکی، تندیس رودکی است که در سال 2008 میلادی به مناسبت هزار و صد و پنجاهمین سالگرد تولدش در اینجا قرار گرفت.

 

امیر اسماعیل سامانی

رودکی شاعر دربار سامانیان بود و بنابراین مجسمه‌ی امیر اسماعیل سامانی هم در طرف دیگر این پارک است. به سراغ این مجسمه می‌رویم. هیچ گردشگری نیست که با این مجسمه عکس نگرفته باشد.

 

بازدید از قلعه حصار آخرین بازدیدی است که از قبل برنامه‌ریزی شده. این قلعه که حدود سه هزار سال قدمت دارد در 30 کیلومتری غرب دوشنبه قرار گرفته. تا قبل از ورود اسلام به این منطقه به حصار شومان می‌گفتند که یکی از مناطق آباد بوده. حتی کلمه‌ی شومان هم در کتاب اوستا آمده که به معنی پیشانی زمین است. اینجا به قدری برای تاجیک‌ها اهمیت دارد که در مراسم عروسی و عروس‌گردانی، عروس و داماد به اینجا می‌آیند. به جز سر در و دو برج قلعه حصار دیگر چیزی از اینجا باقی نمانده و در اثر گذشت زمان از بین رفته است. 

بعد از ظهر وقت آزادی خواهید داشت تا در شهر بگردید، سوغاتی‌هایتان را بخرید و یا صورت بگیرید(تاجیکستانی‌ها به عکس گرفتن می‌گویند صورت.) نگران شام هم نباشید. مهمان دالاهو هستید. شام خداحافظی در کنار هم خواهیم بود و فردا به سمت تهران پرواز می‌کنیم. 

 

plov

Plov یا پلو غذای محبوب تاجیکی‌هاست. در سفرتان به این کشور یادتان باشد امتحانش کنید.

 

 

روز هشتم: راه سفید! پرواز صبح زود به تهران

تاجیکستانی‌ها برای بدرقه‌ی افراد می‌گویند: راه سفید! یعنی«خیر پیش» یا همان سفر سلامت خودمان. روز آخر سفرمان رسیده. صبح زود به فرودگاه می‌رویم تا با خاطراتی خوش به تهران برگردیم.

 

لطفا توجه کنید که این یک برنامه عمومی برای تور تاجیکستان است و احتمال دارد برنامه‌های آن با تور انتخابی شما متفاوت باشد. برای کسب اطلاعات دقیق سفر خود بخش برنامه‌ی سفر همان تور را مطالعه کنید.

اطلاعات بیشتر درباره تور 8 روزه تاجیکستان (از 12 شهریور96)

اطلاعات بیشتر درباره تور 8 روزه تاجیکستان (از 2 مهر96)


1395/11/11 | کد مطلب: 3653
برچسب‌ها: دیدنی و خواندنی
شیما تیموری
یک باستان‌شناس با کلی علاقمندی؛ سفر، موسیقی، حیوانات، کتاب و...

ترجمه آزاد: تحریریه دالاهو
لطفا در نشر دانسته‌های خود کوشا باشید.
برداشت و استفاده غیرتجاری از مطالب این وب‌سایت، حتی بدون ذکر منبع آزاد است.


  • به اشتراک بگذارید:

بحث و تبادل نظر
نظر دهید
انصراف
  • متن
  • نام
  • ایمیل