سفرنامه چین
همسفر یکی از مسافران ما باشید در سفر به چین. با تشکر از سر کار خانم نورمحمدی برای ارسال این سفرنامه.
سفرنامه چین
1 تا 10 سپتامبر 2024
10 تا 20 شهریور 1403
اول سپتامبر الی 10 سپتامبر 2024 برابر با 10 الی 20 شهریور 1403، سفردیگری را در سال 1403 به سمت شرق دور آغاز کردم سرزمین مرموز چین باستان!
سفر دیگری را در سال 1403 به سمت شرق دور آغاز کردم؛ سرزمین مرموز چین باستان! سفر خیال انگیز ژاپن در همین سال، شاید آنقدر از نظر بودجه مرا ضعیف کرد که تصمیم گرفته بودم روزه سفر نکردن بگیرم تا کیسه پول کمی پر شود. اما وسوسه این سرزمین آنقدر زیاد بود که چند ماه انکار و نه گفتن و تزکیه روح سفر گرایانه، بالاخره دل به دریا زدم و در تور دالاهو با لیدری جناب شادفر ثبت نام کردم. شاید یکی از کوچکترین عوامل نرفتن به این سفر بودجه بود. عامل مهم دیگر زمان برگزاری و فشردگی کارهای من در شهریور ماه و همه بهانهای بود برای احساسات و باورهای سردرگم من از این سرزمین؛ که سالها من را از رفتن به آن منع می کرد. دل به دریا زدم و مثل سفرهای ماجراجویانه دیگر تصمیم گرفتم به چین بروم.
خوبی این سفر این بود که پرواز مستقیم به شهرهای چین وجود داشت. در تیرماه پرواز تهران به شانگهای و پکن به تهران را با 50 میلیون تومان گرفتم. وقتی بلیط رو گرفتی یعنی دیگه رفتنی هستی و دیگه باید بقیه کارها رو بکنی. مبلغ تور 10 روزه چین (در واقع 7 شب و 8 روز بقیش هم تو فرودگاه و پرواز) 1500 دلار بود. با تخفیف 7 درصدی مبلغ کمتر پرداخت شد. مورد بعدی اخذ ویزا بود که فقط نیاز به پاسپورت و پر کردن یک فرم آنلاین و تمکن مالی بود و مابقی بعهده آژانس دالاهو. خوب، باید میرفتم سر وقت بخش فرهنگی سفر یعنی آشنایی با تاریخ و فرهنگ چین.
در تیرماه کتاب تاریخ فشرده چین نوشته لیندا جایوین(linda jaivin) نویسنده استرالیایی و ترجمه روبرت صافاریان انتشارات مرکز 1402 را از فیدیبو خریدم و شروع به خواندن کردم. با وجود مشغولیت های آن زمان خواندن کتاب کند پیش می رفت ولی کتاب خوب با متنی روان بود. پادکستهای بی پلاس، راوکست و پاراگراف در مورد موضوعات مختلف تاریخ و رویدادهای چین را هم گوش دادم. پادکست history of china گوینده آقای montcomery هم تا چند اپیزود در یوتیوب دیدم. کار خوبی که انجام دادم تا این تاریخ 5 هزار ساله چین را بهتر بخاطر بسپرم؛ خلاصه نویسی و کشیدن خط راه برای امپراتوریهای بهم پیچیده چین بود؛ در ادامه در جاهایی که لازم باشد به ذکر واقعه می پردازم.
روز موعود رسید و بعدازظهر از ترس گرفتار شدن در صفوف طولانی فرودگاه در شهریورماه و نرسیدن ارز دولتی (اولین و اخرین بار چنین خواهم کرد...) 4 ساعت زودتر از پرواز (19.35) فرودگاه بودم. طی اخبار واصله از همکارم که دو هفته پیش رفته بودند چین و از گرفتاریهای تبدیل دلار به یوآن برای ایرانیها و مشکل فیلترینگ گفته بودند، کمی با نگرانی قدمهای شروع این سفر را برمیداشتم. البته آقای شادفر در گروه 30 نفره همسفران اطمینان خاطر دادند که کارگزار چینی مشکل تبدیل پول را حل خواهد کرد.
اولین جذابیت این سفر هم اتاقی و دوست عزیزم نرگس بود که سومین سفرم را با او تجربه می کردم و بسیار بسیار از این اتفاق خوشحال بودم (با نرگس اولین بار 2022 در سفر ویتنام با آژانس دیگری آشنا و هم اتاقی شدم و این دوستی با سفر 2023 کشمیر محکمتر شد).
صفهای طولانی ورود به فرودگاه، کانتر ماهان، عبور از گیت خروجی و گرفتن دلار از بانک طی شد. بالاخره به گیت پرواز رسیدیم. پرواز حدود 9 ساعت بود. من و نرگس هم خوشحال از دوباره همسفر شدن خیلی برامون مهم نبود. حرف زدیم و خوردیم و خوابیدیم تا بلاخره ساعت 8 صبح به وقت شانگهای رسیدیم به چین.
روز اول گشتها در شانگهای، 2 سپتامبر 2024
- فرودگاه شانگهای همسفران دالاهو 2 سپتامبر 2024
در فرودگاه یک سیم کارت 50 دلاری با 50 گیگ اینترنت خریدم (نمی دانم چرا من کلا در 10 روز 4 گیگ مصرف کردم!) و منتظر آمدن بقیه همسفرها شدیم و آنجا با همه آشنا شدیم؛ در این سفر نرگس نیلوفر و آقای مهرنوش مسافرانی بودند که از قبل باهاشون همسفر بودم و مابقی نا آشنا بودند.
- لابی هتل سن ونت شانگهای 2 سپتامبر 2024
بعد از سوارشدن در اتوبوس توریستی و آشنایی با لیدر محلی به نام «جَکی» حدود 1 ساعت زمان برد تا به هتلمان san want hotel رسیدیم. تحویل اتاقها به خاطر ترتیب از قبلِ ورود ما، به سرعت انجام شد و پولهایمان را هم تبدیل کردیم؛ هر دلار معادل 6.1 یوآن. سوئیت بزرگی برای من و نرگس بود؛ شامل یک اتاق نشینمن با تلویزیون بسیار بزرگ و چند مبل و میز و یک توالت و یک اتاق خواب با پنجره قدی و یک حمام بزرگ شامل یک توالت فرنگی مدل ژاپنی و یک اتاقک برای دوش و یک حوضچه مانند وان در طبقه 17 اُم!

- شانگهای زیبا شب اول سفر (خیابان bund خیابان نانجینگ در کنار رودخانه huangpu)
بعد از استراحتی کوتاه و یک چُرت یک ساعتهی دلپذیر، حاضرشدیم برای رفتن به خیابان «نانجینگ» و «باند» در کنار رودخانه huangpu. با اتوبوس راهی آنجا شدیم و ادامه مسیر را پیاده در خیابان نانجینگ، یکی از خیابانهای توریستی و قدیمی شانگهای، طی کردیم تا به لب رودخانه رسیدیم؛ در واقع خیابان باند بود که خیابان نانجینگ را قطع می کرد. در کنار رودخانه معابر زیبایی برای قدم زدن و تماشای بناهای قدیمی بود. از دور و آن طرف رودخانه پر بود از برجهای بلند که با رسیدن غروب، کم کم چراغها و نور پردازیهای زیبای آن مشخص میشد. این محله گویا حتی برای خود چینی ها جذاب بود و برای عکاسیهای حرفهای و حتی تهیه فیلمهای یوتیوب و تیک تاک آنجا بودند.

ساعت 8 شب بلیط یک کشتی تفریحی را گرفتیم و بخشی از رودخانه در دو سمت را دیدیم. این گشت حدود یک ساعت طول کشید. دوطرف این رودخانه مجموعهای از آسمان خراشها بود که در شب با نورپردازی بسیار هنرمندانه و حرفهای هر تماشاگری را به هیجان می آورد. حدود ساعت 9 شب از کشتی پیاده و منتظر رسیدن اتوبوس توریستی شدیم. آقای شادفر پیشنهاد برگشت به هتل با پای پیاده را دادند که به جز من کسی استقبال نکرد. بنابراین همراه با ایشان راه برگشت را از خیابان باند و بعد کل طول نانجینگ و بعد خیابان اصلی موازی آن را با سرعت بالا (فکر کنم 6 کیلومتر در ساعت) طی کردیم. این میان یک آب نیشکر خنک هم خوردیم تا جانی دوباره بگیریم. در نظر داشته باشید از روز قبل ساعت 3 در فرودگاه امام سرپا بودیم تا فردا شب ساعت 11 در شانگهای!؛ شوق سفر چه می کنه. تصمیم گرفتیم در یک family mart غذای آماده (اسپاگتی) بگیریم و گرم کنیم و همانجا بخوریم. بعد از حدود 5 الی 6 کیلومتر پیادهروی به این نتیجه رسیدیم که بهتر است به هتل برگردیم و در نهایت در شب اول استراحت کنیم. مترو در چین ساعت 23:30 تعطیل میشود. بنابراین رفتیم زیر زمین و با مترو برگشتیم هتل. برای من که تجربه مترو ژاپن را داشتم با ید بگویم مترو شانگهای خیلی مدرن و تمیزتر بود. روز اول سفرمان و گشت و گذارهایش ساعت 12.30 شب به پایان رسید.
روز دوم گشتها در شانگهای؛ 3 سپتامبر 2024
روز دوم ساعت 9 صبح راهی water village شدیم؛ zhujiajiao نام این شهر آبی است. این شهر در زمان سلسله مینگ و چینگ ساخته شده. البته شانگهای دارای شهرهای آبی متعددی است مثل tongli که قدیمی ترین آنها و در زمان سلسله سونگ ساخته شده. zhujiajiao water town حدود 50 کیلومتر با شانگهای فاصله دارد. این شهر برای تجارت ساخته شده بود و دارای کانال های متعدد و 36 پل قدیمی است. 9 خیابان در این محدوده است که خیابان شمالی آن بهترین خیابانی است که از زمان قدیم مانده و حفاظت شده.

بعد از رسیدن به این مجموعه از گیت تهیه بلیط عبور کردیم و سوار قایقهای سنتی (گوندالو) شدیم. از کانالهای مختلف عبور کردیم و از مناظر زیبای پلها، ساختمانها و مغازههای قدیمی دیدن کردیم. بعد از قایق سواری، در کوچه پس کوچه های باریک با ساختمانهای قدیمی دوری زدیم و از آنها دیدن کردیم. در این منطقه مغازههای سوغاتی و صنایع دستی زیادی بود؛ از همه بیشتر گربههای زیبایی بودند که گویا سلطان کوچهها و رستورانها و مغازهها بودند. مغازههایی همچون چای فروشی (انواع چای سبز و سیاه...) و نان فروشی سنتی و ساز های قدیمی و....

یکی از جذابیت های چین برای ما ایرانیها، این است که ببینیم اجناس تقلبی که در بازار ایران پر شده در خود مبدا چطور است؟! بنابراین بعد از این شهر آبی به یک مرکز خرید در زیرزمین یک ساختمان خیلی بزرگ رفتیم. گویا این بازار بزرگ برای اجناس تقلبی بود. ولی اجناس تقلبی آنجا با اجناسی که در ایران وارد می شود با یک فاصله زیادی متفاوت بود؛ فکر کنم در دل تقلبیها، تقلبیترهایی هست که برای ایران ساخته می شود. بعد از گشتن در بازار و خریدن خنزرپنزر، به سمت shanghai tower برج شانگهای راهی شدیم. تا از آن بالا شهر زیبای شانگهای را ببینیم. این ساختمان بلندترین ساختمان شانگهای با 632 متر ارتفاع در سال 2017 افتتاح شده است.

از نظر من زیباترین بخش این برج طبقه همکف و موزه تاریخ شانگهای بود. در کوچه پس کوچهها و دکورهای این موزه می توان ساعتها وقت صرف کرد و با تابلوها، ماکتها، مجسمه ها و کلیپهای تاریخ وقایع شانگهای کیف کرد. این موزه در سال 1984 افتتاح شده. این موزه تاریخ شانگهای را از 6000 سال پیش تا کنون به تصویر میکشد.
حدود ساعت 10 شب به هتل رسیدیم اما انگار من هنوز انرژی داشتم. بنابراین تنهایی برای قدم زدن در اطراف هتل بیرون رفتم. کنار هتل یک پارک بود و یک خیابان که وقتی وارد آن شدم رستوران چینی بزرگ و شیکی بود؛ ساعت 11 شب بود. تصمیم گرفتم یک سوپ چینی که به دلم مونده بود بعد از دو روز مک دونالد خوردن را امتحان کنم؛ اولین بار در عمرم بود که مجبور به خوردنش شدم.
وارد رستوران شدم و گوگل ترنسلیت را روشن و با ایما و اشاره و ترجمه انگلیسی به چینی به گارسون و همین طور گارسون با ترجمه چینی به انگلیسی به من، سفارش غذا دادم. چه سوپ خوشمزهای! شامل آب مرغ، قطعاتی از مرغ همرا ه با استخوان، سبزیجات، نودل و یک تخم مرغ سرخ شده روی آن. لذیذترین سوپی بود که خوردم و اولین احساس که خوب در چینم و در رستوران چینی غذا میخورم. صاحب رستوران جلو آمد و با همان بی زبانی هر دو به من نوشیدنی تعارف کرد. به نوعی از این موضوع که یک خارجی ساعت 11 شب غذای سنتی سفارش داده و چقدر خوب میداند با چوبها چگونه غذا بخورد خوشحال بود. خوشحال و راضی به هتل برگشتم تا چمدانها را ببندم تا فردا راهی هانگژو با اتوبوس شویم. البته قبل از آن؛ از چیزهایی که جا مانده بود باید دیدن میکردیم.
روز سوم گشتها در شانگهای؛ 4 سپتامبر 2024
بعد از بارگیری چمدانها در صندوق و داخل اتوبوس راهی معبد قدیمی «جید» jade buddha شدیم. محلهای شلوغ در مرکز شهر. معبدی که اطراف آن با ساختمانهای بلند احاطه شده بود. ساعتی را در ساختمانها و محوطه آن گذراندیم. سالنهایی برای نوشتن دعا داشت. افراد برگههایی را میگرفتند که متنی کمرنگ روی آن نوشته شده بود سپس آن را با قلم پر رنگ میکردند؛ شاید نوعی نذر یا دعا خوانی یا اجابت دعا. این معبد در سال 1882 در سلسه چینگ تاسیس شده است. در آن زمان دو مجسمه از میانمار از طریق دریا وارد این معبد شد؛ مجسمههای بودای نشسته و مرگ بودا. بعدها مجسمههای بودای مرمر از سنگاپور وارد شدند.

کافهای بود که در طبقه بالای آن چند اتاق مخصوص صرف چای به صورت سنتی داشت؛ این محلل از جاهایی بود که من در پیچ و خم فضولی هایم پیدا کردم.

مقصد بعدی باغ یو (باغ یویوان) یک باغ کلاسیک از زمان سلسله مینگ بود حدود400 سال پیش. بازار یویوان، واقع در نزدیکی yu garden، برای خرید عتیقه جات و سوغاتی و ابریشم بسیار خوب بود.
- تاریخچه باغ یو
«پان یوندوان» فرماندار زمان مینگ استان سیچوان بود که به پدر وزیر خود «پان این» خدمت می کرد. پان یوندوان تصمیم گرفت باغ های یو را که به معنی باغ صلح و آسایش است در سال ۱۵۵۹ بسازد تا والدینش دوران سالمندی خود را تا آنجا که ممکن است خوشایند بگذرانند. او بدون تمرکز علمی، هر غرفه و حیاط را به نام قطعاتی از شعر طراحی کرد و به جزئیات آنها اهمیت داد. متأسفانه، این کمال گرایی شدید منجر شد که ساخت این باغ ۱۸ سال طول بکشد. در سال ۱۵۷۷، خانواده پان ورشکسته شدند. در آغاز سلسله چینگ، باغها خراب شد تا اینکه توسط تعدادی از تجار ثروتمند دوباره احیا و گسترش پیدا کرد. درست در ورودی باغ، دریاچهای دست ساز قرار دارد که در بالای آن چایخانه زیبای huxinting شناور به نظر میرسد! این ساختمان چشمگیر که در سال ۱۷۸۴ ساخته شده یکی از قدیمی ترین رستوران های شانگهای است. این فضا به دلیل میزبانی از بزرگان خارجی از جمله ملکه انگلستان بسیار مشهور است. همچنین ظاهرا در ساخت آن از هیچ میخی استفاده نشده است. با این حال، برای رسیدن به آنجا، باید از پلی که به صورت ناکارآمد روی آب حرکت می کند، عبور کرد. این فقط برای جذابیت و زیبایی نیست. بر اساس اسطوره چینی، زوایای سخت یک راه مهم برای جلوگیری از نفوذ ارواح شیطانی به درهاست، زیرا اعتقاد بر این است که ارواح قادر به پیچیدن نیستند. این باغ زیبا به عنوان یکی از جاذبههای گردشگری شانگهای چین از سال ۱۹۶۱ برای بازدید در دسترس عموم قرار گرفت.

- ورودی بازار یویوان، باغ یو و همسفران
با اتوبوس راهی شهر زیبای هانگژو در دلتای رودخانه یانگ تسه شدیم. هانگژو حدود 180 کیلومتر با شانگهای فاصله دارد. غروب به هتلمان به نامlandinson plaza international zhejiang رسیدیم. بعد از تحویل اتاقها همسفرانِ داوطلب، برای پیادروی و شهرگردی در لابی حاضر شدیم؛ من هم طبق معمول نفراول. با آقای شادفر خیابانگردی را شروع کردیم و ساعتها و ساعتها در این شهر زیبا راه رفتیم تا به دریاچه غربی و بخش قدیمی شهر رسیدیم. هانگژو بسیار شهر زیبا، تمیز و کم جمعیتی بود. خیابانگردی در آن واقعا لذت بخش بود. حدود 10 شب برخی از همسفران با تاکسی برگشتند هتل و 5 نفری به راه ادامه دادیم و در یکی از رستورانهایی که غذاهای خیابانی سرو می کرد، نودل و ماهی مرکب خوردیم. در نهایت با تاکسی به هتل برگشتیم تا استراحتی کنیم و فردا روز دیگر را ماجراجویی دیگری را شروع کنیم.
روز چهارم گشتها در هانگژو؛ پنج شنبه 5 سپتامبر 2024
- دریاچه غربی
در روز چهارم با اتوبوس توریستی به کنار دریاچه غربی در شهر هانگژو رفتیم. دریاچهای زیبا با نیلوفرهای آبی در کنار آن و قایقهای چوبی برای گشت و گذار بر روی آن. سوار یکی از قایقها شدیم و گشتی لذتبخش بر روی دریاچه زدیم. بعد از پیاده شدن از قایق صدای دلنواز ترومپت از کنار دریاچه به گوش رسید. وقتی نزدیک شدیم، دو نوازنده چینی در حال نواختن موزیک آرام چینی بودند و چند توریست چینی در حال رقص در کنار این نوازندگان. یکی از همسفران طبق عادت نوازندگان خیابانی می خواست سکه یا اسکناسی در جعبه سازشان بیندازد و جالب این بود که قبول نکردند. چنین واکنشی را در خیابان های پکن هم شاهد بودم!
در ابتدا نام این دریاچه wulin lakes بوده. این دریاچه آب شیرین از پنج بخش تشکیل شده و شامل پاگودا، معبد و باغهاست. چند جزیره مصنوعی هم در میان آن است. این دریاچه در سال 2011 جز میراث جهانی یونسکو ثبت شده. این مکان به نوعی پاتوق شاعران و نقاشان چینی است.

بعد از گشت و گذار دریاچه، یک غذای خوب چینی در همان نزدیکی خوردم درحالیکه غالب همسفران در مک دونالد غذایشان را میل کردند.
- معبد لینگ یین
بعد از ناهار عازم معبد «لینگ یین» شدیم. معبدی با محوطه بسیار بزرگ شامل ساختمانها، پاگودا و مجسمههای مختلف و البته به شدت شلوغ. این معبد در 328 قبل از میلاد در سلسله جین توسط یک راهب هندی huili ساخته شده است. در مسیر ورود به این معابد غارهای طبیعی و مصنوعی شامل مجسمههای تراشیده شده در سنگها دیده میشود. بعد از عبور از این غارها، دروازه ورود به معبد است.
- موزه چای
بعد از متبرک شدن در معابد و دیدن مجسمههای عجیب و غریب، استشمام عود، انبر و دود شمع ها، پاک و مطهر به سمت مزارع و موزه چای رفتیم. بعد از گذر از مزارع زیبای چای و در پیچ و خمهای جاده تقریبا کوهستانی به موزه چای رسیدیم. در موزه ابتدا وارد سالنی شدیم که تاریخ کشت چای در چین انواع گونه ها و واریتههای چای آشنا شدیم و سپس در سالنی جمع شدیم. خانمی چینی با مهارت خوب در زبان انگلیسی و البته کمی بی اعصاب، نحوه تهیه چای سبز و نوشیدن آن را توضیح داد. برای هرکدام از ما یک لیوان چای سبز ریختند. در ادامه به فروشگاه چای رفتیم. یکی از بهترین چایهای جاسمین که تا به حال دیده بودم را خریدم.

نزدیک غروب به هتل برگشتیم. با همسفرانم دنبال یک ماساژ چینی خوب در اطراف هتل گشتیم. در نهایت بعد از سوال و چک و چانه زدن درباره بهداشت، نتیجه این شد که تصمیم گرفتیم از سالن spa هتل استفاده کنیم. مستقیم به طبقه دوم هتل رفتیم و وارد سالنی شدیم که بسیار تمیز و زیبا با دخترهای مرتب و مودب که انگلیسی نمیدانستند، مواجه شدیم. بعد از استفاده از ترنسلیتور و چانه زنی و تخفیف داشتن اتاق، 45 دقیقه ماساژ پا به قیمت 180 یوان گرفتیم. وارد یک اتاق با صندلی های مخصوص با یک اسکرین بزرگ روبروی آن شدیم. چند دقیقه بعد سه خانم با یونیفرمهای مرتب با سه چمدان کوچک صورتی وارد شدند و به همراه آنها چای سبز و شیرینی و هندوانه خنک بود. با موزیکهایی که خودمان انتخاب می کردیم ماساژ و اسکراب عالی برای پاها و بعد ماساژ خشک برای دستها و کمر و گردن و سر داشتیم. آنقدر خوب بود که دلم نیامد با شبگردی در شهر این اثر بی نظیر ماساژ را هدر بدهم و تنها شبی که در هتل ماندم و استراحت کردم این شب بود. با نرگس کلی تلویزیون نگاه کردیم و استراحت کردیم. فردا روز دیگری بود؛ سفری با قطار سریع السیر حدود 4 ساعته به پکن داشتیم.
روز پنجم گشتها در هانگژو؛ قطار سریع السیر به پکن(جمعه 6 سپتامبر 2024)
- شب پنجم گشتها در پکن (جمعه 6 سپتامبر 2024)
در این روز چمدانها را بستیم، سوار اتوبوس شدیم و به ایستگاه قطار رفتیم. بماند که برای چمدانها و ورود به گیت مدتی طولانی معطل شدیم. براساس قوانین چین در چمدانهایی که وارد قطار میکنیم پاور بانک بزرگ، فندک، چاقو، وسایل تیز و اسپری بالاتر از 200 سی سی نباید در چمدانها باشد؛ چاقو و پاوربانک و اسپری رو کجا بگذاریم آخه! با عجله از طبقه بالای ایستگاه یک ساندویج مرغ از family mart گرفتم و به خاطر گروهی بودن ما جداگانه و زودتر از دیگران از گیت عبور کردیم و وارد قطار شدیم. قطاری مدرن و تمیز که در برخی مواقع تا نزدیک 400 کیلومتر در ساعت سرعت داشت. لحظات خوشی را داشتم. برای اینکه سرم گرم باشیم از واگن خودمان، واگن 9 به سمت سر قطار تا بخش لوکوموتیو رفتم و برگشتم و از طرف دیگر به آخر قطار رفتم و برگشتم؛ واگن آخر واگن ویژه بود که صندلی ها کمتر، بزرگتر و با امکانات بیشتر و پذیرایی بود. غروب به همراه یک راهنمای ایرانی که از طرف کارگزار چینی بود (ماهان) به هتلمان رفتیم. نام هتل west pearl بود. این هتل در منطقه خوبی در پکن بود. در میان پارکهایی زیبا محاصره شده بود.
بلافاصله بعد از تحویل اتاقها و جابجایی چمدانها سریع در لابی حاضر شدم که یک شب گردی در پکن با جناب شادفر و همراهان داشته باشیم. ایستگاه مترو نزدیک هتل بود و یک مرکز خرید بزرگ داشت. ولی ایستگاه دیگر مترو که 10 دقیقه فاصله داشت را انتخاب کردیم که خط 1 مترو بود و مستقیم ما را به خیابان نزدیک «میدان تیان آن من» میبرد. البته در ایستگاه نزدیکتر بالا رفتیم و وارد خیابان وانگفوجینگ شدیم، این خیابان پر از فروشگاههای برندهای مختلف بود. یک تابلو سه بعدی را دیدم که خیلی خیلی بهتر از آن تابلو معروف در محله «کاپوکیچو» در دل «شینجوکو» در توکیو بود. در این خیابان فروشگاهای شیک با برندهای غربی بود. پیاده روی لذت بخشی در این فضا داشتیم. بعد از آن با مترو به میدان تیان آن من رفتیم. در کنار خندقِ شهرممنوعه در شب، شروع کردیم به قدم زنی و مسابقه دو و خنده و شوخی. اینجا بود که دیدم می شود حیوان خانگیات اردک سیاه باشد! و با آن بیرون هم بروی و دنبالت بدود! با توالتهای بدون درب! دست جمعی سلفی گرفتیم.
- روز ششم گشتها در پکن (شنبه 7 سپتامبر 2024)
صبح بارانی با هوای عالی در پکن را شروع کردم. با منظره زیبا از پنجره هتل روبه یک پارک خیلی بزرگ در نزدیکی هتل. در شانگهای و هانگژو شبانه روز عرق ریختیم و آب خوردیم. امروز قرار بود به کاخ تابستانی، دیوار بزرگ چین، فروشگاه سنگهای قیمتی و محله قدیمی هوتونگ و در نهایت رستوران سنتی در کوچه پس کوچههای هوتونگ برویم؛ که برنامه سنگینی بود.
- کاخ تابستانی
با اتوبوس توریستی در زیر نم نم باران به کاخ تابستانی رسیدیم. دریاچه زیبایی در این کاخ بود که در سمت دیگر دروازه ورودی کاخ تابستانی بود. پلهای زیبایی برای عبور از این طرف دریاچه به آن طرف وجود داشت. قدم زدن را در کنار دریاچه با نرگس شروع کردیم؛ انقدر قدم زدن در زیر باران در کنار این دریاچه زیبا و دل انگیزبود که بعد از چند دقیقه دیدیم هیچ کس از گروه نیست به جز ما و سه تا از هم گروهیها!! چون مشخص نشده بود که چه ساعتی در کنار دروازه باشیم مجبور شدیم برگردیم دم دروازه. با این که سیم کارت داشتم ولی موفق به تماس با آقای شادفر نشدم. تصمیم گرفتیم یکی دم درب به ایستد و ما با سرعت در جهت عکس حرکت کنیم بعد از چند دقیقه بلاخره گروه را دیدیم و خوشحال شدیم. آنقدر شلوغ بود که ترجیح دادم وارد کاخ نشوم و برگردم.

این کاخها و باغها به نام کاخ تابستانی در سلسله جین ساخته شده است. این کاخ دارای دریاچه kunming lake با 17 پل بر روی آن است. در سال 1998 این مجموعه جزء آثار فرهنگی یونسکو ثبت شده.
- دیوار بزرگ چین万里长城
بعد از کاخ تابستانی حدود یک ساعت و با اتوبوس به دیوار چین رسیدیم.دیوار چین در سلسله چین شروع به ساخت شد 220–206 bc. در این دوره بود که دیوار چین به طول 5000 هزار کیلومتر در شمال چین از فرب به شرق ساخته شد. طی قرنها تا 21 هزار کیلومتر گسترش یافت. البته این سایت بخش کوچکی از 21 هزار کیلومتر دیوار چین بود. پیاده شروع به بالارفتن کردم. دیوار آجری پهن که با پلههای بلندی داشت و باریکتر میشد. در ادامه آن وارد جنگل میشدیم. حقیقتا بالارفتن نفس بری داشت! بهرحال کم کم بالا رفتم تا جایی که میله بود و دیگر نمی شد عبور کرد و به خاطر بارانی که صبح آمده بود مه غلیطی همه جا را فراگرفته بود و زیبایی را صد چندان کرده بود؛ این شانس بزرگی بود که هوا خنک، ابری و مه آلود بود وگرنه حتما در افتاب و رطوبت هلاک می شدم. در برگشت با یک فرش قرمز و کانتینرهای پر از دوربین مواجه شدیم که مشخص شد یک برنامه معرفی برای یک فیلم مشترک استرالیایی و چینی است. در ادامه گشتها با لذت مضاعف از دیدن این زیباییِ ساخته دست بشر، به سمت فروشگاه سنگهای قیمتی رفتیم. فروشگاه پر از سنگهای قیمتی یشم در سایز های مختلف بود. در کنار آنها بخشی اختصاص به مرواریدهای طبیعی داشت که مسئول آنجا کلی توضیح دادند. یک مروارید آویز به قیمت 50 دلار خریدم و در کنارش یک مروارید مجانی دریافت کردم.

در انتهای روز به محله قدیمی هوتونگ رفتیم. محله در مرکز شهر و شلوغ. محلهای با سنگ فرش و بوتیکهای لباس و صنایع دستی و کوچه و پس کوچههای باریک که حیاطهای خانههای قدیمی تبدیل به رستوران شده بودند.

ساعت 9 شب همسفرها سوار اتوبوس شدند و به هتل برگشتن و 10 نفر از همسفرها ماندیم و در محله چرخیدیم. یک رستورن در یک خانه قدیمی با حیاط کوچک پیدا کردیم. نشستیم و تا می توانستیم سفارش غذاهای چینی دادیم. تا 11 شب آنجا بودیم.
- روز هفتم گشتها درپکن (یکشنبه 8 سپتامبر 2024)
صبح با اتوبوس راهی میدان تیان آن من شدیم. بلیط شهرممنوعه قبلا توسط کارگزار گرفته شده بود و چندین گیت ورود وجود داشت. با این وجود بسیار شلوغ بود؛ البته یکی از دلایلش یک شنبه و روز تعطیلی بود. خوبی گروهی سفر کردن این است که در بازدیدها، مسیر جدایی برای سرعت بخشیدن به ورود به اماکن برای گروهها در نظر گرفته شده. قبل از ورود به شهر ممنوعه به میدان رفتیم که بزرگترین میدان جهان است. میدانی بسیار بسیار ساده، در برگیرنده چند ساختمان دولتی بزرگ در اطراف آن شامل موزه ملی، پارلمان، مقبره مائو، یادواره قهرمانان و.... وقتی در میدان بودم یاد آن عکس معروف مرد تانکی 1989 افتادم. میدانی که در 4 ژوئن این سال هزاران نفر کشته شدند. تیان آن من great ming gate یک دروازه به شهر امپراطوری بوده که در سال 1417 در سلسله مینگ ساخته شده. در سال 1651 به شکل میدان طراحی و ساخته شد.
- شهر ممنوعه 紫禁城
دو دلیل اصلی که مرا به چین کشانده بود دیوار چین و دومی شهرممنوعه بود. البته بعد از سفر به چین متوجه شدم چیزهای بیشتر از این دو هست که آدم را جذب کند. بالاخره از گیت عبور کردیم و وارد شهر شدیم. با جمعیت زیادی از توریستها که بیشتر چینی بودند همراه شدیم. نقشه این مجموعه در ابتدای ورود بود و انتهایش در درب غربی، که دروازه خروج آن بود. کاخهای خیلی زیادی در مسیر بود که همه آنها ورود ممنوع بود و از بیرون باید نظاره گر این زیبایی بی نهایت باشی. سنگ فرشها و کندهکاریهای روی سنگ پلهها چشم نواز بودند. باغهای کوچک تو در تو که نشان دهنده مکانهای دنج در آن زمان برای شاهزادهها بوده. ساخت شهر ممنوعه در پکن در دوره مینگ انجام شد شروع 1406 تا 1420.

دل کندن از این زیباییها سخت بود در ان هوای ابری و خنک پکن بهترین شرایط برای پرسه زدن در این شهر بود. بعد از خروج از شهر با اتوبوس دو طبقه (همه به سرعت رفتیم طبقه دوم تا کودک درونمان رضایت بیشتر داشته باشد) به چند خیابان دورتر رفتیم تا به اتوبوس توریستی رسیدیم.
در ادامه برنامه به یک مرکز طب چینی و داروهای گیاهی رفتیم. در طبقه دوم سالنی بود که سه دکتر طب چینی وارد شدند و با گرفتن نبض و دیدن زبان نظر می دادند مشکلات جسمی چه هست. نسخهای از گیاهان دارویی می نوشتند و همانجا برایتان آماده و تحویل می دادند. در این میان یکسری پسر و دختر هم پاهایتان را ماساژ می دادند. ماساژ که چه عرض کنم مشت و مال بود. اصلا قابل مقایسه با ماساژ در هانگژو نبود! (بعد از ماساژ بیشتر در ساق پا درد داشتم تا احساس خوب بعد از ماساژ). بهرحال پزشک برای من حدود 2000 یوان دارو نوشت!!! برای یک ایرانی که خود منشا داروهای گیاهی و طب ایرانی است یک توهم بود! بعد از این مراسم با چند تا از دوستان رفتیم یک خیابان آن طرفتر و در یک رستوران چینی، اردک پکنی خوردیم؛ این اردک مزه بهشت می دهد!
معبد بهشت天坛
مکان آخر امروز معبد بهشت بود واقع در جنوب شرقی مرکز پکن، بود. این معبد در سلسله مینگ 1406 تا 1420 میلادی ساخته شده است. این معبد برای برگزاری مراسم نیایش به آسمان برای درو و برداشت محصول خوب بوده. بالاخره ساعت 9 شب به هتل رسیدیم و خسته فقط به رختخواب رفتم.
روز هشتم گشتها در پکن (دوشنبه 9 سپتامبر 2024)
عمر سفر کوتاه است روز بازگشت رسید. برنامه ای برای امروز نبود. اولین روزی بود که با دل سیر در سالن صبحانه ماندم؛ روزهای دیگر فقط با یک تخم مرغ و یک چای سبز پرونده صبحانه را می بستم. تا ساعت 12 می توانستیم در اتاق باشیم. استراحت خوبی بود و زمانی مناسب برای جمع کردن نهایی چمدان. ساعت 12 اتاق را تحویل دادیم و زدیم بیرون. به یک مرکز فروش لوازم ورزشی decatlon نزدیک هتل با تاکسی اینترنی di di رفتیم. البته قبل از آن به مرکز خرید کوچک بغل هتل رفتم؛ برای خرید سوغاتی برای مامان و بابا و ناهار.... بالاخره عصر به هتل برگشتیم و در هتل بودیم تا ساعت هفت. آقای شادفر مراسم کوچک تولد برای سه نفر از همسفران که شهریور ماهی بودند در هتل برگزار کردند. جشن کوچکی بود همراه با تعجب چینی ها.... ساعت 20:30 با اتوبوس به فرودگاه پکن رفتیم و طی یک مراسم طاقت فرسا و طولانی و امنیتی بالاخره بارها را تحویل و کارت پرواز ماهان را گرفتیم. سوار هواپیما شدیم و خوشحال از اینکه از خستگی غش خواهیم کرد و تا تهران می خوابیم. صبح سه شنبه 10 سپتامبر به فرودگاه امام تهران رسیدیم و راهی خانه شدیم. این سفر یکی از خاطره انگیز و غیر قابل انتطارترین سفرهای من بود.
روزی دوباره به این سرزمین بازخواهم گشت....
منابع نویسنده برای نگارش این سفرنامه:
- ویکی پدیا
- سایت یونسکو
- کتاب تاریخ چین از ابتدا تا کنون
- سوپر خلاصه کتاب تاریخ فشرده چین؛ نوشته لیندا جالوین linda jalvin؛ انتشاران نشر مرکز 1402
سفرنامه دریافتی از همسفر خوبمان سر کار خانم زهرا نورمحمدی
تلخیص و تصرف در متن توسط واحد تولید محتوای دالاهو
لینک کوتاه:
https://dlho.ir/n5096 کپی کردن
سلام
ممنون که وقت گذاشتین، مطلب را مطالعه کرده و نظر خود را با ما به اشتراک گذاشتین. پرداخت هزینه ورودیههای جاذبهها (مواردی که در گشتهای مسافرین در برنامه مسافر ذکر شده.) بر عهده دالاهو است؛ مسافران خودشان این مبالغ را پرداخت نمی کنند.
با تشکر از پیام شما