نفس پتهی کرمان به شماره افتاده است
اگر همین حالا طاهره خانم سوزنش را زمین بگذارد، نخ و شال و طرحهایش را جمع کند و بگذارد توی گنجهی خانه قدیمی حاج شکرالله و دیگر کاری به گلهای سوسن وحشی، خاکشیر، خورشیدی، بادام، هل و نرگس و گل مروارید نداشته باشد، برای همیشه باید غزل خداحافظی را برای یکی از اصیلترین هنرهای دستی کرمان بخوانیم. حتی شاید دیگر در موزهها هم نتوانیم ببینیم.
این اغراق نیست، خاندان ایرانمنش که طاهره خانم آخرین بازمانده پتهدوزشان است، شاید اولین و حتما آخرین نسل پتهدوزهای هنری کرمان هستند. اگر، خدای نکرده، طاهره خانم همین حالا سوزنش را زمین بگذارد و نخ و شال و طرحهایش را جمع کند و بگذارد توی گنجه.....
طاهره بزرگشدهی خانوادهای است که از آخرین شالبافان کرمان بودهاند. او و خواهرش، صدیقه خدابیامرز، پته میدوختند و حاج شکرالله، حجرهدار قدیمی بازار و شالباف معروف که بعد از رفتنش، شالبافی کرمان هم برای همیشه مُرد، در حجرهاش، پتههای دخترانش را میفروخته، آن زمان همهجا حرف از هنر طاهره و صدیقه بود و همه میدانستند هیچ پتهای، پتههای دخترهای حاج شکرالله نمیشود.
تازه این حرف مال آن موقعها بود، یعنی وقتی که هنوز پتههای ماشینی روی کار نیامده بود، طاهره خانم و خواهرش بیهمتا بودند چه رسد به حالا که همه چیز ماشینی شده و حتی افغانیها هم نشستند پای دوخت و دوز پته کرمان، اما اگر طاهره خانم همین حالا سوزنش را زمین بگذارد...
"طاهره ایرانمنش"، متولد 1326 محله شهر - قدیمیترین محله کرمان - است. از پنج سالگی زیر نور مهتاب، سوزن میزده و پته میدوخته. این را خودش میگوید. طاهره خانم هنوز هم، یعنی بعد از 61 سال، پته میدوزد. روی حوض شیخ داوود نصرالله و شکرالله میراث دار آخرین نسل هنرمندان شالباف کرمان بودند و بعد شالبافی با آن&zw
