تنها یک بار زندگی می‌کنیم...
021 4166 3000

سفرنامه چین٬ کشور اساطیر اژدها

من هر سال به عنوان کادوی تولد به خودم یک سفر هدیه میدهم سال 88 هم تور چین را در نظر گرفتم و پس از کلی پرس و جو تور گروهی زیر را خریداری کردم (26سپتامبر تا 2اکتبر) 4 شب پکن-3روز شانگهای /هتل 5 ستاره تاپ با صبحانه /5روز گشت کامل با ناهار/لیدر ایرانی وبومی/پروازچینی 26سپتامبر

ساعت 20 با لیدرمان آقای فرهاد در فرودگاه امام قرار داشتیم خیلی زود همدیگر را پیدا کردیم تعدادمان 40 نفر بود بدون هیچ مشکلی پس از انجام تشریفات معمول پرواز ساعت22:30 انجام شد با اینکه کادر پرواز همگی خوب و مجرب بودند ولی من آن را به کسی توصیه نمیکنم چون هواپیما کوچک و کترینگ آن چینی بود و امکانات پروازهای خارجی را نداشت برای همین مناسب پرواز طولانی نبود در ضمن در شهر ارومچی هم 3-2ساعت توقف داشت.بهرحال با احتساب چهار ساعت اختلاف ساعت تهران تا پکن 2بعداز ظهر به پکن رسیدیم.

27سپتامبر پکن پایتخت چین
در فرودگاه پکن لیدر چینی ما آقای بیکر که جوان 27 ساله مسلط به زبان انگلیسی بود با یک بغل گل رز قرمز به استقبالمان آمد و به هر کدام از ما یک شاخه گل داد و خوشامد گفت سوار اتوبوس شدیم وبه سمت هتل هیلتون دبل تری به راه افتادیم.در راه فرهاد و بیکر برنامه تور را توضیح دادند که بنظر خیلی مفصل و منظم می امد در ضمن بیکر توضیح داد که این روزها مصادف با جشن شصتمین سالگرد انقلاب مائو میباشد که این برای شما هم خوب است هم بد.خوب از این جهت که همه شهر گلکاری وآذین بندی شده و شبها در میادین تا دیر وقت جشن است و بد به این دلیل که ممکن است بعضی از مراکز دیدنی تعطیل باشند.

به هر حال زیبایی فوق العاده ای را که در شهر میدیدیم به فال نیک گرفتیم به هتل هم که رسیدیم در لابی با کلوچه های داغ شکلاتی وچای سبز به ما خوشامد گرمی گفتند.بابت هر اتاق $100 دیپازیت گرفتند واتاقها را تحویل دادند(این قانون فقط برای ایرانیها بود!)قرار شد پس از نیم ساعت استراحت در لابی جمع شویم برنامه بعدالظهر"کونگ فو شو"بودکه در یک ساختمان خیلی معروف اجرا میشد وداستان این شو راجع به معبد شائولین و یک راهب پیر است که قصه زندگی خودش را –به زبان انگلیسی - برای پسر بچه ای تعریف میکند که وقتی کودک بود مادرش او را به معبد می سپارد و او با انجام چه مراقبتها و تمرینات و مبارزاتی در نهایت به مقام راهب بزرگ معبد نائل می شود.بازی بازیگران –گریم-لباسها –تغییرات دکوراسیون-نور پردازی –صحنه آرایی و سرعت عملشان همه و همه کاری بود که فقط از عهده چینی ها برمیامد.در عرض چند ثانیه روی سن آتش سوزی مهیبی بوجود می آمد در پرده بعدی سیل به راه میافتاد وطوفان عظیمی بپا میشد و در یک لحظه همه چیز مهار میشد و مثلآ تعدادی راهب داخل معبد در سکوت کامل عبادت میکردند...البته این افسانه کهن در باور چینیها واقعی و بسیار قابل احترام است.بعد از تمام شدن تئاتر با بازیگرها عکس گرفتیم

سفرنامه چین

و برای شام به یک رستوران سنتی و معمولی چینی رفتیم بوی بد این رستورانها از کله پزی هم بمراتب بدتر است نودل-سوپ رشته-کلم بروکلی با روغن صدف و مرغ آبپز چیزهایی بود که فرهاد برایمان سفارش داد و من هیچکدام را نخوردم.ساعت 12 بود که به هتل رفتیم وقرار شد هر روز صبح ساعت 7 فرهاد با تلفن بیدارمان کند.

28سپتامبر
ساعت 7 بیدار شدیم و برای صبحانه به رستوران رفتیم آنقدر مجلل بود وتحویلمان میگرفتند که فکر میکردیم در کاخ سلطنتی و یکی از اعضای درجه یک پادشاه هستیم مرتب گارسونها با احترام خاصی و به زبان فارسی سلام و صبح بخیر می گفتند خم و راست میشدند و هر بار نوشیدنی جدیدی برای پذیرایی می آوردند.صبحانه هم که بسیار مفصل بودشامل انواع نوشیدنیها-غذاهای گرم و سرد- کرپها و املت هایی که خودتان مواد آن را سفارش میدادید-میوه-کمپوت – مربا- آجیل-خشکبار-کورن فلکس-نانها و شیرینیهای آسیایی و فرانسوی-کیکهای جورواجور –سالاد-بستنی.....

بعد از صبحانه سوار اتوبوس شدیم و به سمت" شهر ممنوعه "رفتیم از اینجا خانم جوانی بنام لی لی نیز بعنوان عکاس و فیلبردار همراهمان شد.در راه بیکر توضیح داد و فرهاد ترجمه کرد که شهر ممنوعه در فضایی به وسعت 72 هکتار در سال 1406 میلادی توسط جودی دومین امپراطور سلسله مینگ در طی 14 سال بنا شده وحدود 500 سال مرکز امپراطوری دو سلسله مینگ و جینگ بوده است و برای بالا بردن ضریب امنیت دور تا دور آن را خندق آب فرا گرفته دارای 9999 اتاق است(10000عدد متعلق به امپراطور آسمان ها است) که اگر نوزادی از بدو تولد هر شب در یک اتاق بخوابد وقتی در آخرین اتاق میخوابد 27 ساله است.قصرهای زیادی در آن با شکوه وجلال سابق نگهداری میشوند و داخل آنها تختهای جلوس پادشاهان –آیینه های بزرگ-پارچه های ابریشمی و وسائل تزئینی از مرمر یا عاج فیل و...هنوز باقیمانده است.حیاطها و باغها نیز مزین به انواع درختان و گلهای زیبا و مجسمه هایی به شکل حیوانات افسانه ای وبیش از 1000 مجسمه سر اژدها که در فصل بارندگی آب از دهانشان فوران میکند و 308 ظرف مسی بزرگ برای جمع آوری آب میباشد که تا مساحت زیادی قابل بازدید برای عموم است.

سفرنامه چین

سفرنامه چین

برنامه بعدی بازدید از میدان" تیان آن من "بود که بزرگترین میدان دنیاست.درقرن 15 میلادی بناشده و به مفهوم "آرامش آسمانی"است در مرکز میدان بنای یاد بود سربازان ودانشجویانی که برای انقلاب کشته شدند همراه اسامی شان ساخته شده و در سال1976 پس از مرگ مائو مقبره ای بنا شده که جسد مومیایی شده وی در آن قرار دارد وهمه میتوانند جهت ادای احترام از آن دیدن کنند البته بردن هر وسیله ای که همراهتان است بداخل ممنوع میباشد و باید آنها را به ساختمان امانات تحویل دهید.سمت شرق میدان موزه تاریخ چین و سمت غرب آن کنگره خلق چین قرار دارد.در طی این سالها همیشه این میدان مرکز برگزاری جشنهای بزرگ بوده و در حال حاضر هم برای جشن یکم اکتبر آماده میشد تمام فضا پر بود از گل - فانوسهای کاغذی –اژدهاهای عروسکی-ستونهای قرمز و مانیتورهای چند متری با پخش سرود ملی.

سفرنامه چین

برای ناهار به یک رستوران زنجیره ای رفتیم که سلف سرویس بود و از آنجا برای بازدید از کارخانه مروارید رفتیم که با پرورش مروارید و چرخه زندگی صدف آشنا شدیم مروارید را در 4 رنگ سفید-سیاه-صورتی و بنفش پرورش میدادند و با آنها جواهرات بسیار زیبایی میساختند که که از فروشگاه آن هم بازدید کردیم.

حدود ساعت4 به سمت "کاخ تابستانی"رفتیم این کاخ از طریق یک دریاچه مصنوعی به شهر ممنوعه میرسد که امپراطور تابستانها با یک کشتی مرمرین با شکوه به آنجا میرفته از خاک برداری دریاچه دراطراف آن کوههای بسیار سرسبزی درست کرده بودند که معابد و بناهای زیادی روی آنها بچشم میخورد.پس از بازدید از کشتی 15 دقیقه هم روی دریاچه قایق سواری کردیم

سفرنامه چین

بعد برای خرید به مرکز"سیلک استریت"رفتیم خرید اینجا داستان بسیار جالبی دارد مثلآ من یک تی شرت خریدم که اول فروشنده میگفت 580 یوان ولی پس از کلی چانه زدن 45یوان فروخت.(یادش بخیر آن موقع هر یوان 157تومان بود)آن شب شام را با تعدادی از بچه های توردرهتل خوردیم.

29سپتامبر
"دیوار چین "
در راه بیکر توضیح داد که در قرن 9 قبل از میلاد ساخته شده و طول دیوار آن 10000کیلومتر بوده وحدود 200 سال پیش تعمیر شده و الان 6350 کیلومتر آن باقی مانده ارتفاع آن 60 متر است و بفاصله هر چند کیلومتر یک برج دیدبانی دارد که 2 برج آن در دو طرف پکن جنبه توریستی دارد باید پله های زیادی را با شیب تند بالا میرفتی تا به برج میرسیدی هوا مه گرفته بود و نم باران احساس بسیار لطیف و خوشایندی ایجاد کرده بود.در دو طرف پله ها تا بالای برج زنجیر پهنی کشیده شده بود که قفلهای زیادی به آن آویزان بود هر کسی قفلی میخرید چیزی روی آن مینوشت یا آرزویی میکرد به زنجیر می بست و کلید آن را از آن بالا به پایین می انداخت(از این رسمهایی که خیلی جاهای دنیا هست)

سفرنامه چین

برای ناهار به یک رستوران اسلامی رفتیم ولی همان بوی گند رستورانهای آسیای شرقی را میداد.از انجا به فروشگاه یشم سبزرفتیم معدن اصلی این سنگ قیمتی در چین قرار دارد آنجا یکی از کارمندان راجع به سنگهای قیمتی و چگونگی افتراق بین شیشه و سنگهای اصل توضیح داد بازدیداز جواهرات زیبای آنجا خالی از لطف نبود.برنامه بعدی رفتن به خیابان "وانگ فوجی"بود که بزرگترین مرکز خرید پکن است و پر از مارکها و برندهای معروف دنیا ست.

سفرنامه چین

همانجا از یک فروشگاه بسیار مجلل و بزرگ چای هم دیدن کردیم که چایها با طعمهای مختلف و بسته بندیهای شیک و متفاوت عرضه میشد.چای سبز در چین واقعآ گران بود.در گوشه ای از فروشگاه هم بستنی با طعم چایها فروخته میشد که ما بستنی با طعم جاسمین را تست کردیم وعالی بود.برنامه شب باز سالن شو بود اینبار مضمون داستانهای قیمی-افسانه ای- جنگی-احساسی و حتی امروزی و یا کارتونی با موسیقی و رقص به نمایش گذاشته شد که در نوع خودش بینظیر بود.ساعت 10 به هتل برگشتیم کمی استراحت کردیم و برای ساعت 11تا 1 از مرکزی نزدیک هتل وقت ماساژ گرفتیم(ماساژ هتل خیلی گران بود)اینجا 200یوان برای کل بدن بمدت 2 ساعت - که خستگی بالا رفتن از دیوار چین برطرف شد و سرشار از انرژی آماده شروع روز آینده بودیم.

30سپتامبر
"معبد بهشت"معبدی که در آن امپراطورها به عظمت وشکوه بهشت احترام میگذاشتند و برای اجرای مراسم مذهبی استفاده میشده.در قرن 14 میلادی ساخته شده ومعماری زیبا و فضای سحرآمیز باغهای آن باعث شده تا یکی از10معبد شگفت انگیز دنیا محسوب شود.الان اینجا صبح زود محلی ها ورزش همگانی تائی چی را انجام میدهند و بعد از آن هم پاتوق پیرمردها و پیرزنهاست.که قدم میزنند-ورزش میکنند-موسیقی و آواز تمرین میکنند یا بازیهای دسته جمعی میکنند.

سفرنامه چین

سفرنامه چین

بعد رفتیم مرکزتحقیقات طب سنتی چینی که یک آقای دکتر مسن به فارسی در مورد فعالیتهای آن مرکز توضیحاتی داد و با گرفتن نبض هر فردی بیماریهای او را بازگو میکرد و داروهایی تجویز میکرد که همانجا ساخته و فروخته میشد در مدتی که دور هم نشسته بودیم وگوش میکردیم هم کارآموزهای مرکز با گرفتن 20یوان تشتهای چوبی آوردند و پاهایمان را ماساژ دادند بعد به مرکز خرید خوان چیورفتیم که برای خرید سوغاتی بخصوص کیف و کفش مناسب است.برای ناهار فرهاد اعلام کرد امروز میخواهم آس را برایتان رو کنم امروز مهمان بیکر هستیم رستورانی که واقعآ آس بود خیلی بزرگ –تمیز-شیک و پیک با غذاهای متنوع بصورت سلف سرویس ومهمتر از همه چیزهایی دیدیم که تا حالا ندیده بودیم از خرچنگ و میگو و ماهی و صدف گرفته تا سوسک و کرم و ستاره دریایی و....که هم بصورت زنده سرو میشد هم بخارپز یا پفکی و سوخاری.یک قسمتی هم یک کورکودیل بزرگ داخل محفظه ای از یخ بود که هر کس تکه ای از آن را میبرید وخام میخورد.بعد رفتیم کارخانه ابریشم.اینجا طرز پرورش کرم ابریشم و استفاده از پیله را مرحله به مرحله و بصورت عملی توضیح دادند پارچه بافی با ابریشم را دیدیم وبا چگونگی تهیه لحافهای ابریشمی آشنا شدیم بعد هم از سالن فروش آن دیدن و خرید کردیم (تقریبآ همه بالش خریدند از بس از بالشها تعریف کردند)برای این ساعت برنامه باغ وحش و پارک پانداها را داشتیم که به دلیل جشن تعطیل بود بهمین دلیل از محوطه استادیوم "آشیانه پرنده" دیدن کردیم که بزگترین سازه فلزی جهان است و برای بازیهای المپیک تابستانی 2008 ساخته شده و بدلیل شیوه طراحی فوق العاده اش به نماد شهر پکن تبدیل گشته است.بعد از آن از جشنهای خیابانی استفاده کردیم.برای شام هم به پیتزا هات رفتیم.ساعت 12 به هتل رفتیم و چمدانها را بستیم.

31سپتامبر شانگهای پاریس شرق
پس از خداحافظی با بیکر و لی لی به فرودگاه رفتیم.که بدلیل جشن و کنسلی خیلی از پروازها.بسختی وبا تلاش زیاد فرهاد توانست بلیطهایمان رابگیردبرای ناهار در هواپیما هم من غذای دریایی سفارش دادم که خیلی بد بو وبدمزه بود (بعدآفهمیدم هشت پا بوده) در فرودگاه دو دختر جوان بنام میلی و نیلی بعنوان لیدر به استقبالمان آمدند ولی از گل خبری نبود.در حالی که باران مطبوعی میبارید با اتوبوس بسمت هتل رادیسون راهی شدیم که با مرکز شهر فاصله قابل توجهی داشت و یک جورایی ورامین شانگهای محسوب میشدولی بسیار زیبا بود ومحوطه رویایی داشت.بعد از کمی استراحت طبق برنامه برای استفاده از کشتی کروز کنار رودخانه هوانگ یو رفتیم این رودخانه شهر شانگهای را به دو قسمت شرقی وغربی تقسیم کرده بخش شرقی مدرن با ساختمانهای سر به فلک کشیده بافت اروپایی شهر وبخش غربی با ساختمانهای فرسوده وطنابهای رخت آویزان در کوچه هابافت قدیمی شهر را نشان میدهند وفرهاد سعی کرد با بردن اتوبوس از این مسیرها ما این تفاوت فاحش را کاملآ احساس کنیم. شانگهای به "جنگل آسمانخراشها"معروف است وبا بیش از 16میلیون جمعیت از مهمترین بنادر چین بشمار میاید.

سفرنامه چین

کشتی های کروزدر اینجا تقریبآ مجلل و با شکوهند و در 4-5 طبقه طراحی شده اندسر آنها به شکل اژدهاست واز تزئینات و چراغانی خاصی برخوردارند.بهر حال 2ساعت روی رودخانه بودیم هوا کاملآتاریک شده بود وخنکی مطبوعی داشت ونور کشتی های دیگر وآسمانخراشهای اطراف رودخانه را بسیار زیباتر جلوه میداد.

سفرنامه چین

سفرنامه چین

برنامه بعد مرکز خرید " خیابان نانجینگ"بودمهمترین خیابان تجاری شانگهای که بسیار عریض و طویل است با ساختمانها و بناهای امروزی و قدیمی و اجناس مارک دار وگران که بالطبع لبریز از جمعیت نیز بود.(13)در کوچه پس کوچه های پشت این خیابان هم در مغازه های زیرزمینی و بصورت قاچاق اجناس مارک تقلبی و ارزان میفروختند.دستفروشهایی هم بودند که خوراکی میفروختند از همانهایی که هربیننده ای را به هوس می اندازد.

سفرنامه چین

سفرنامه چین

سفرنامه چین

وقتی به هتل رسیدیم ساعت 1 بود.

1اکتبربرج مخابراتی با 468 متر ارتفاع به سمبل این شهر معروف است و در کنار رودخانه هوانگ یو قرار دارد.درطبقه همکف فروشگاه –رستوران-کافی شاپ و موزه ماشین و موزه تایخ شانگهای است که قرار شد پس از بازدید از طبقات بالا از اینجا دیدن کنیم.طبقه اول تلسکوپهایی داشت که با انداختن یک سکه 1یوانی میتوانید حتی داخل برجهای روبرو و کشتیهای روی رودخانه را ببینید.طبقه دوم کاملآ شیشه ای بود وروی شیشه راه میرفتید و تمام شهر را زیر پایتان از آن ارتفاع حس میکردیدخیابانها و رفت و آمد ماشینها و رودخانه وکشتیها. البته عکس العمل کسانی هم که ترس از ارتفاع داشتند دیدنی بود.طبقه سوم هم شهربازی بود که ما نرفتیم.(17)برنامه بعدی موزه ها بود که با استفاده از ماکت و مجسمه تمام تاریخ شهر را از ابتدای تآسیس با نحوه زنگی مردم و مشاغل وسرگرمیهای رایج آنها بخوبی نشان میدهد.

سفرنامه چین

سفرنامه چین

بازدید بعدی آکواریوم شانگهای بود که در چند طبقه وطولانی ترین تونل زیر آب جهان است و شما در حالی زیر اقیانوس شانگهای در این تونل شیشه ای قدم می زنید که تنوع زیادی از آبزیان مثل ماهی ها ولاک پشت ها -کوسه- تمساح –اژدهای آبی چینی... رادور تا دور خود میبینید و همین امر باعث ایجاد احساس ترس وهیجان لذت بخشی درشما میشود. ناهار را در یک سلف سرویس کره ای صرف کردیم که تنها فرقش با رستورانهای چینی سرو باربیکیوهای مختلف (جوجه-سنگدان-دل و قلوه-خوک-سوسیس-موز...)توسط گارسونها سر میز آن هم بصورت دائم بود.برنامه بعدالظهر"باغ یو"بود.فرهاد گفت که این باغ 2هکتار وسعت دارد وپسر خانواده پان در سال 1579-1559 برای قدردانی وتقدیم به پدر و مادرش آن را ساخته است.معماری وباغ آرایی خاص باعث شده تا بزرگترین باغ کلاسیک جهان لقب بگیرد.جلوی در ورودی تندیس برنزی 2شیر نر وماده و روی دیوار باغ اژدهای بزرگ سنگی لمیده بعنوان نگهبان خودنمایی میکننداین باغ بصورت حیاطهای تودرتو است که سبک معماری - گلکاری - حوضچه ها ی پر از ماهی -آبنماها -آلاچیقهای چوبی - بناهای سنگی -سنگفرشها و کفپوشهای هرکدام با دیگری متفاوت است و خلاصه یک تکه از بهشت است که بروی زمین افتاده و هر قسمت افسانه ای زیبا وشنیدنی و مخصوص بخود دارد که بسختی از آن دل کندیم.

سفرنامه چین

سفرنامه چین

برنامه شب آکروبات و سیرک بود که ما نرفتیم ودرعوض مراسم چای سنتی را انتخاب کردیم.دقیقآمثل همان چیزی که در فیلمها می بینید با همان فضا ی آرام وبا موسیقی سنتی در اتاقهای چوبی روی زمین دور میزها مینشینید و خانمی با لباس سنتی درکنارتان روی اجاق کوچکی با قوری های با مزه چای های مختلف دم میکند و درفنجانهای خیلی کوچک وبدون دسته از شما پذیرایی میکند و حدود 10-20 طعم چای را تست میکنید. سرویس های چایخوری و تزئینات اتاق نیز کاملآ سنتی است و همه چیز دیدنی وجالب بنظر میرسد.در راهروی ساختمان هم فروشگاه چای بود که خرید کردیم وبا عجله به هتل برگشتیم ساعت 12:30 بود چمدانها را بستیم.

2اکتبر
خودمان را برای یک روز پروازطولانی و خسته کننده آماده کردیم.تا ساعت 10:30 وقت آزاد بود که خرید کردیم بعد هم یکراست به فرودگاه شانگهای رفتیم از آنجا به پکن وبعد ارومچی وسپس تهران.در راه فرهاد توضیح داد که 3اکتبر مصادف با جشن "کیک ماه"است که قدمت آن به زمان ماه پرستی میرسد کشاورزان پس از فصل برداشت محصول با اعضای خانواده زیر قرص کامل ماه جمع میشدند و به عبادت می پرداختند و جشن میگرفتند واین کیک مخصوص را می خوردند و این رسمی است که الان همه مردم چین اجرا میکنند.تازه فهمیدیم جریان بسته های زیبا وتزیین شده کیکهای گرد وکوچکی که در فروشگاهها میدیدیم وهمه در حال خرید آنها بودند چه بوده.در هواپیما هم حال و هوای چشن به چشم میخورد وبه هر مسافر یک بسته از همین کیکها را به عنوان کادو دادند.ساعت 22 به فرودگاه امام رسیدیم و آنقدر خوش گذشته بود که من در تمام راه برای سفر بعدی برنامه ریزی میکردم.

منبع: لست سکند



1391/07/24 | کد مطلب: 299
برچسب‌ها: دیدنی و خواندنی


  • به اشتراک بگذارید:

بحث و تبادل نظر
نظر دهید تعداد کاراکتر مانده: 300
انصراف
  • متن
  • نام
  • ایمیل
برای اینکه مطالب بعدی وبلاگ دالاهو را از دست ندهید در خبرنامه ثبت‌نام کنید.
ثبت‌نام
با وارد کردن ایمیل خود مطالبی خواندنی و جذاب دریافت کنید.